طور مطلق به مردها جايز نيست ، البته با توجه به سيره ، نگاه به موى مردها و برخى از اعضاء ديگر را جايز مىدانيم ، ولى ساير موارد داخل در اطلاق آيه خواهد بود .
تحقيق در اين جهت را به بحثهاى آينده موكول مىكنيم . به هر حال بهتر است براى تبيين معناى آيه به رواياتى كه در شأن نزول اين آيه وارد شده است رجوع كنيم .
ب ) : روايات واردهء در بارهء آيه غضّ
1 - نگاهى به روايات
در ذيل آيهء شريفه دو روايت وارد شده است كه به حسب ظاهر يك نحو تنافى بين اين دو ديده مىشود . در يك روايت ( روايت أبو عمرو زبيرى ) متعلق غضّ را نگاه به فروج متماثل دانسته است ، يعنى مرد به عورت مرد و زن به عورت زن نگاه نكند ، كه البته نبايد از جهت خصوصيتى در آن باشد ، بلكه چون در قديم رايج بود كه مردها بدون لنگ حمام مىرفتهاند زنها هم همين طور ، دستور لزوم غضّ از نگاه به عورت داده شده ، و از آنجا كه مرسوم نبوده كه مردها و زنها با هم بدون لنگ حمام بروند ، اين صورت را متعرض نشده است و تنها به صورت محل ابتلاء كه نظر به عورت مماثل بوده ، اشاره كرده است .
روايت ديگر روايت سعد اسكاف است كه از آن استفاده مىشود آيه مربوط به نگاه شهوانى به صورت و موى زنهايى است كه ستر مناسبى نداشتهاند .
2 - روايت أبو عمرو الزبيرى
على بن ابراهيم عن أبيه عن بكر بن صالح عن القاسم بن بريد قال حدّثنا أبو عمرو الزبيرى عن أبى عبد الله عليه السلام قال قلت له : أيّها العالم أخبرنى أى الاعمال أفضل عند الله . . . ( فأورد حديثاً طويلًا ذكر فيه فرض الايمان على الجوارح منه : ) و فرضٌ على البصر أن لا ينظر الى ما حرّم الله عليه و أن يعرض عما نهى الله عنه ممّا لا يحلّ له و هو عمله و هو من