بنابر تبعيضيه بودن « مِن » ، آيهء شريفه از مطلقات مسأله نخواهد بود .
ولى اگر وجود « مِن » را با عدم آن يكسان بدانيم ، در اين صورت قطعاً مراد از آيه اطلاقِ حرمت ، به طور كلى نيست كه به مؤمنين خطاب شده باشد كه چشمانتان را زير بيندازيد و غير از جلوى پاى خود هيچ چيزى را نبينيد نه از جمادات ، نه از حيوانات ، نه از انسانها ، بلكه به تناسب حكم و موضوع مراد از حرمت نكاه ، نگاه به انسانهاست .
2 - تذكر يك نكته
تناسب حكم و موضوع در توسعه و تضييق مفاهيم دخالت دارد ، مثلًا در آيهء شريفه
« وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ » *
آيا مراد از حفظِ فرج همانند حفظ مال است كه مواظب باشيد صدمهء مادى به اين عضو نخورد ، و مثلًا آن را از سرما خوردن و زخم شدن و آسيب مادى محافظت كنيد ، قطعاً مراد اين نيست ، بلكه مراد حفظ فرج از صدمه معنوى و به گناه افتادن مىباشد ، همين طور مراد از حفظ لسان نيز محافظت آن از لغويات و محرمات بوده به جنبهء معنوى كار دارد نه به آسيبهاى مادى . ولى مراد از حفظ مال ، محافظت مادى از مال مىباشد . در آيهء شريفه غضّ هم مراد از آن به تناسب حكم و موضوع حرمت نگاه به خصوص انسانهاست نه معناى وسيعتر از آن .
3 - احتمالات در حدّ لزوم غضّ
حال در مورد انسانها ، مراد از لزوم غضّ چه مقدار مىباشد ؟ در اينجا چند احتمال وجود دارد :
احتمال اول : معناى عام مراد باشد ، نگاه به بدن انسانها جايز نيست ، و هر مقدارى كه از سنت تخصيص استفاده شود ما از اين عموم رفع يد مىكنيم و در ساير موارد به عام تمسك مىكنيم ، اين معنا از كلام محقق اردبيلى در آيات الاحكام