اينكه اينها را ديگر آيه متعرض نيست و بايد از خارج استفاده كنيم . اگر من را تبعيضيه بگيريم اولًا يك نحوه اجمالى آيه پيدا مىكند و تالى فاسدى هم ندارد و ثانياً معناى آيه اين مىشود كه انسان بايد حدى براى نگاه كردن نگه دارد و صغرى را هم سنت تعيين مىكند .
نظر استاد :
واقع قضيه عبارت از اين است كه با توجه به مراجعه به كتاب لغت و وجداناً ، معناى غض در «
يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ
» با «
وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ
» يك جور است .
و همانطور كه در «
وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ
» معنا مىكنيد كه صدايت را بلند نكن . اين به خاطر « من » نيست بلكه در خود مفهوم غض ، خفض خوابيده است و به همين جهت كسى « من » را تبعيضيه نگرفته است تا مهمل معنا كند در « يغضوا من ابصارهن » نيز « من » ، تبعيضيه نيست بنابراين بود و نبود « من » در اينجا همان طورى كه لغويين ذكر كردهاند ، فرقى ندارد و يكسان است . و اگر نباشد هم همان معنا را مىدهد كه بودش هست و اين كه آيا « من » زائده است يا حشويه هر چه باشد ، مثل « من » در باب نكاح يا بيع مىماند كه انكحت و بعت را هم با « من » مىگويند و هم بدون « من » .
« * و السلام * »