تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥

معناى علوج روايت :

معناى علوج به حسب استعمال لغوى ( الرجل الضخم فى كفار العجم ) است . ولى به حسب استعمالات در كتب حديث به آنهائى كه سر و كار با زمين و كشت دارند ، گفته مىشود ( يعالجون الارض ) و معمولًا به افرادى علج گفته مىشود كه عجم بوده و خيلى قوى و گردن كلفت بودند .

2 - كلام استاد مد ظله العالى در بيان مفاد روايت : ( يادآورى و تكميل )

احتمال داده مىشود كه مراد از « اذا نهوا لا ينتهون » اين باشد كه در مسألهء ستر ، اين‌ها حرف گوش نمىكنند و مثل حيوانات هستند ، چيزى سرشان نمىشود و اصلًا نهى در بارهء اين‌ها هيچ كاره است و مؤثر نيست ، اين‌ها فاقد فرهنگ هستند . بنابراين مسلمان‌هايى كه مكشوف الوجه هستند ، همانند كفار هستند ؛ ولى بىفرهنگ نيستند و اين طور نيست كه ( نهى ) در هيچ مرحله‌اى در آنها مؤثر نباشد ، دليلى نداريم كه در بارهء اين‌ها نيز شارع الغاء حرمت كرده باشد و اين‌ها هم همانند كفار و غيره باشند . البته من نمىخواهم ترجيح قطعى بدهم ولى على اى تقدير اصل اولى عدم جواز نظر به اشخاص است و چون در مورد مسلمان‌هايى كه بىفرهنگ نيستند و فقط در روباز گذاشتن شبيه كفار هستند ( مثل بعضى از مسلمانان لبنان يا بعضى از مسلمانان ايرانى در زمان سابق ) ، استثناء ثابت نشده است و نگاه كردن در غير از كوچه و بازار را جايز نمىدانم و ثانياً بعد از اينكه علوج را معنا كرديم به افراد خشن و غير متعارف كذايى و فاقد فرهنگ ، ديگر دليلى نداريم كه به وسيلهء روايت عباد بن صهيب ، روايت سكونى را تقييد بزنيم . توضيح مطلب : سابقاً به وسيلهء روايت عباد بن صهيب ، روايت سكونى را تقييد زديم به اين شرح كه اگر يك شيئى دو علت داشته باشد كه يكى ذاتى و ديگرى عرضى ، شيئى كه علّت ذاتى دارد نبايد ضميمه شود به شيئى كه علت عرضى دارد . مثلًا وقتى عده‌اى از اشياء متنجس را كه در اثر ملاقات با نجس ،
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 255 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز