( فقيه ) دارد « لا بأس بالنظر الى شعور نساء اهل تهامة » ، كه كلمهء نساء را هم درج كرده است . البته به جاى رءوس ، شعور نقل كرده كه خيلى مهم نيست . چنان چه در ( علل ) هم مانند ( كلينى ) رءوس نقل كرده ولى در اين جهت كه نساء را بايد ضميمه كنيم مناسب همان است كه ( فقيه ) نقل كرده است و در بعضى از نسخ ( علل ) هم موجود است و قاعدتاً بايد جنين كلمهاى ( نساء ) باشد و اگر هم نباشد بايد يك نحوه تقديرى گرفته شود .
بنابراين مفاد روايت اين خواهد بود كه « لا بأس بالنظر الى رءوس نساء اهل الذّمّة و الاعراب و اهل السواد و العلوج اى نساء الاعراب ، نساء اهل السواد ، نساء العلوج » پس نگاه كردن به اينها اشكال ندارد « لانهم اذا نهوا لا ينتهون » . علت اين كه ضمير مذكر آورده شده اين است كه جلوگيرى از اين زنها كه بىحفاظ ( بىحجاب ) بيرون نيايند بايد بوسيلهء شوهرهايشان باشد و به همين جهت به شوهرها مىگويند جلوى زنت را بگير تا بىحجاب بيرون نيايد و خودش را بپوشاند . و چون شوهرها اهل منطق و استدلال نيستند و گوش به حرف نمىدهند قهراً چنين تكليفى براى شخص نخواهد بود كه غضّ بصر كند . پس ضماير ( هم ، ينتهون ) برگشت مىكند به خود علوج و اهل كتاب كه شوهرها هستند . چنانچه اين احتمال در ( مرآة العقول ) نيز ذكر شده است .
بنابراين احتياج نيست كه اين احتمال در توجيه روايت « اذا نهين لا ينتهين » گفته شود و يا احتياجى نيست كه گفته شود چون اهل ذمّه يك معناى كلّى است و لو مورد نهى زنها هستند ولى چون تعبير اهل شده و اهل مذكّر است ؛ ضمير به اعتبار اهل مذكّر آورده شده است .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 254
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٢٥٤