نباشد ، جايز نيست . بنابراين و لو تشبيه هم درست باشد ولى در منزّل عليه و مشبه به ، اختياراً نظر جايز نخواهد بود . پس چگونگىِ علت قرار گرفتن اين عبارت ، براى ثبوتِ جواز نظر به نساء اهل كتاب ، معلوم نيست .
اشكال دوم :
مرحوم شيخ طوسى نظريهاى دارند كه اگر زنهاى اهل كتاب مسلمان شدند در حالى كه شوهرهايشان به شرط ذمّه عمل مىكنند اسلام اين گونه زنها موجب فسخ نكاح نخواهد شد و استدامةً نكاح باقى خواهد بود . بنابراين اگر زنى از اهل كتاب مسلمان بشود به او زوجه يا نساء اهل كتاب صدق مىكند و اين در حالى است كه بر طبق اين عبارت ( لانهن بمنزلة الاماء ) بايد گفت نظر به مو و صورت چنين زنى جايز است ، و حال اين كه هيچ شخصى قائل به اين مطلب نيست .
2 - پاسخ محقق و دفاع از طرف شيخ :
ايشان مىفرمايند : اما اشكال اول كه گفته شد « بمنزلة الاماء » مراد اين است كه به منزلهء اماء خود شخص است . يعنى همانطور كه مالك مىتواند به مو و صورت كنيز خودش و لو شوهر هم داشته باشد ، فى غير شهوة نگاه كند ، در اينجا هم نگاه كردن جايز است .
و اما در مورد اشكال دوم ، مىفرمايند كه الفاظ مُنزل به غالب است و از افراد نادر انصراف دارد و اطلاق عبارت شيخ منزّل به افراد غالبه و متعارف است و متعارف زنهاى اهل كتاب مثل خود اهل كتاب مسلمان نيستند .
3 - توضيحى پيرامون نساء اهل كتاب ( مقدمة )
اضافه نساء به اهل كتاب دو قسم مىتواند باشد : يك قسم اين است كه اضافه جزء و كل است مثل دست زيد كه دست جزء است و اضافه شده است به خود زيد كه كلّ است . در اينجا هم اهل كتاب يك جمعى هستند كه نساء دارند و