ايشان نگريست ، البته اگر وضعيت جامعه اهل ذمى تغيير كرد و به دستور حجاب - نوعاً - عمل كردهاند حكم جواز نظر برداشته مىشود ، و همينطور اگر خداى ناكرده عدم عمل به دستور حجاب در جامعه اسلامى عمومى شود نظر جايز خواهد گرديد .
4 - نظر استاد - مد ظلّه - در تفسير روايت عباد بن صهيب
به هر حال از دو احتمال روايت عباد بن صهيب ما تا اندازهاى احتمال دوم ( / مناط سلب احترام ) را تقويت كرديم ، زيرا اولًا حكم معلّل ، جواز نظر به اهل ذمه را به طور مطلق ثابت گردانيده و آن را مقيّد به نگاه در كوچه و بازار و موارد حرج نوعى نكرده است . و از سوى ديگر حرج نوعى تنها نگاه اتّفاقى ( / نگاه افتادن ) را تجويز مىكند و فرد ظاهراً از نگاه ، نگاه غير اتفاقى ( / نگاه كردن ) است ، پس به قرينه اطلاق حكم معلّل ، از علّت رفع اجمال مىشود و جواز نظر به موارد حرج تخصيص نخواهد يافت .
ان قلت : بنابراين معنا كه علت جواز نظر به اهل ذمه هم اين است كه خودشان احترام خود را سلب كردهاند نيز به هر حال اهل ذمه موضوعيتى نداشته و حكم جواز نظر تخصيص به موردى كه اهل ذمه نوعاً سلب احترام كردهاند مىيابد ، پس عموم حكم معلّل به هر حال محفوظ نيست ، پس فرقى بين دو معناى روايت در اين جهت در كار نيست .
قلت : از روايت استفاده مىشود كه در هنگام صدور روايت جامعه اهل ذمه ، دستور اسلامى حجاب را رعايت نمىكردهاند و همين مقدار براى عدم ذكر قيد در حكم معلّل ( بنابراين فرض كه علت جواز نظر سلب نوعى احترام است ) كفايت مىكند ، بر خلاف اين كه ما حكم را به مناط حرج نوعى بدانيم كه در همان موقع صدور روايت هم تمام انواع نگاه به اهل ذمه مشتمل بر حرج نوعى نبوده است . پس به نظر مىرسد كه حكم جواز نظر به اهل ذمه اختصاص به صورت حرج نوعى