تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
نظر پيدا كرده‌اند ؟ اين تفاوت و تغاير را چگونه بايد توضيح داد ؟ مرحوم صاحب جواهر در حل اين اشكال ، با تعبير « الّا ان يقال » ، احتمالى را مطرح كرده است : « براى جواز نظر به اهل ذمه دو مناط وجود دارد ، يك مناط مشترك با اعراب و باديه‌نشينان كه در روايت آمده است و يك مناط اختصاصى كه در روايت سكونى آمده است . به مناط اوّل ، چون « حرج » مطرح است اهل ذمه و اعراب جواز نظر دارند ، و به مناط دوّم ، خصوص اهل ذمه ، چون اسلام نياورده‌اند ، احترام ندارند ، احترام از آن مسلمان است . » به نظر ما اين مطلب صاحب جواهر ، خيلى خلاف ظاهر است و نمىتوان به آن ملتزم شد ، وجه خلاف ظاهر بودن آن اين است كه اگر اهل ذمه بودن ذاتاً موجب عدم احترام است ، چگونه نساء اهل ذمه ، در رديف زنانى كه عرفاً جواز نظر دارند ذكر شده است ؟ مثلًا وقتى عده‌اى از اشياء متنجس را مىشمرند كه در اثر ملاقات با نجس ، متنجّس شده‌اند ، آيا سگ را كه ملاقات با قاذورات كرده است ذكر مىكنند ؟ سگ كه بدون ملاقات با قاذورات هم نجس است ، نبايد در كنار اشيا نجس بالعرض ذكر شود . در اينجا هم اگر نساء اهل ذمه با قطع نظر از اين علت كه « اذا نهين لا ينتهين » جواز نظر دارند و ذاتاً احترامى ندارند ، چطور با مواردى كه جواز نظر آنها با اين علت عرضى است ، ضميمه شده است ؟ بنابراين ، از روايت عباد بن صهيب مىفهميم كه علت ديگرى كه جنبهء ذاتى براى جواز نظر به اهل ذمه داشته باشد ، وجود ندارد ، و حكم در مورد آنها هم فقط يك علت دارد : « اذا نهين » ، ذاتاً جواز نظر براى نساء اهل ذمه وجود دارد . و اينكه فقهاء فرموده‌اند اهل ذمه بما هو و عموماً جواز نظر دارند ، و على وجه الاطلاق ، احترام ندارند ، به نظر ما تمام نيست لذا اگر يك ذميّه اهل حجاب باشد ، و به آن عادت پيدا كرده باشد ، نمىتوان گفت كه احترام ندارد و نظر به او جايز است . چون