« غض عينه يا غض من عينه » تمام اينها يعنى چشمش را زير انداخت « 1 »
« قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ »
يعنى به مؤمنين بگو كه ديدهشان را پايين بيندازند ، وقت پايين مىاندازند قهراً درست نمىبينند . خلاصه خيره نگاه نكنند . از آيه شريف بيش از اين استفاده نمىشود .
آيا طبق اين تفسير ، آيهء شريفه اطلاق دارد ، يا نه ؟ برخى گفتهاند غض متعلق دليلِ عموم است . نظرات ديگرى هم در مسأله هست كه به تناسب كلام سيد در مسائل آينده بحث خواهيم كرد .
تفسير ديگر آيهء شريفه :
اگر غض البصر به معناى بستن چشم باشد و از « من » تبعيض بفهميم آيه مجمل مىشود و به اطلاق آن نمىتوان تمسك كرد ، زيرا « بصر » دو معنى دارد : 1 - خود چشم 2 - قوهء بينايى ، تبعيض در خود اينها كه معنى ندارد بلكه تبعى در استفاده از چشمها قوه باصره است . و آيهء شريفه استفاده از اينها را محدود مىكند و مىفرمايد در نگاهتان د نگاه داريد و نگاههاى ناروا نكنيد . حد نگاه چيست ؟ حد نگاه را سنّت مشخص مىكند . ممكن است حد نگاه به اعتبار مرئى باشد كه به برخى امور نمىشود نگاه كرد و به برخى مانعى ندارد . و ممكن است به اعتبار كيفت رؤيت باشد كه نگاه با شهوت يا ريبه يا . . . جايز نيست و بدون اينها مانعى ندارد . يا احد الامرين براى حرمت كافى است و يا . . . ، به هر حال آيهء شريفه از اين
هامش
( 1 ) اصل الغضّ النقصان و الخفض ، الغضاضة : الفتور فى الطرف ، غض و اغض اذا دانى بن جفنيه و لم يلاق ، غض طرفه و بصره كفه و اخفضه و كسره يا قل : غض من بصرك و غض من صوتك . غض من اى وضع و نقص من قدره و منه قوله تعالى : و اغضض من صورتك و فى حديث العطاس : اذا عطس غض صوته اى خفضه و لم يرفعه . فى الحديث كان اذا فرح غض طرفه اى كسره و اطرق و لم يفتح عينه و عن النبى ( ص ) فى غزوة احد : غضوا ابصاركم و عضّوا على النواجد يعنى در حمله كردن به دشمن خيره نشويد . و عن على ( ع ) فى غزوة صفين : غضوا الابصار فانه اربط للجأش و اسكن للقلوب در حمله كردن نگاه را پايين بيندازيد كه مايهء شجاعت و قوت قلب است . ( برگرفته از كتب لغت و حديث )