1 ) مرحوم آقاى خوئى ره مىفرمايند :
براى حرمت نظر با ريبه مىتوان به اين آيهء شريفه
« وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ ، إِلَّا عَلى أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ ، فَمَنِ ابْتَغى وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ »
( مؤمنون آيهء 5 ) تمسك كرد .
تقريب استدلال : حفظ هر چيزى به تناسب خودش است . اگر گفتند مالى را حفظ كنيد يعنى بايد در معرض تلف شدن نباشد . از آيه استفاده مىشود كه حفظ فرج لازم است و الا « فاولئك هم العادون » ، در روايات آمده كه مراد از آيه حفظ فرج از زنا است ، يعنى بايد فرج از معرضيت براى زنا حفظ شود و از امورى كه چنين معرضيتى را ايجاد مىكند ، پرهيز شود . پس نگاهى كه خوف وقوع در زنا در آن هست و با معرضيت زنا همراه است ، حرام مىباشد .
2 ) نقد استاد مد ظله
فرمايش آقاى خوئى ( ره ) صحيح است ، لكن اخص از مدعى است . « ريبه » خوف وقوع در محرمات است مطلقاً ننه خصوص زنا . و سيد مدعى است كه نگاهى كه خوف آن است كه مجر به لمس حرام ، يا تقبيل حرام يا زنا و . . شود ، حرام است و آيه شريفه فقط حرمت نگاهى را اثبات مىكند كه در آن خوف وقوع در زنا باشد .
3 ) استدلال استاد بر حرمت نظر با ريبه به آيهء شريفه « فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ . . . »
به نظر ما به آيهء شريفهء « فلا تخضعن بالقول فيطمع الذي فى قلبه مرض » ( احزب 32 ) مىتوان تمسك كرد . از آيهء شريفه استفاده مىشود كه زنان نبايد با قنج و دلال صحبت كنند ، به جهت آن كه دل ناپاك را به طمع مىاندازد و به تمتعات منهى بكشاند ، جايز نيست . پس نگاهى كه معرضيت براى حرام دارد و دل ناپاك را به دنبال خود مىكشاند ، بايد پرهيز كرد .