مثلًا كسى كه مىخواهد لباسش را عوض كند ، مىگويد : « چشمت را ببند تا لباسم را عوض كنم » و معلوم است كه بستن چشم كنايه از « نگاه نكردن » است ، لذا اگر از اطلاق بيرون هم برود ، كافى است . بلى چون بستن چشم راحتترين راه است با اين تعبير به اين شده و الا خصوصيتى براى آن فهميده نمىشود . و لذا اگر چشمش را ببندد يا بيرون برود يا پشتش را بكند يا پردهاى را بيندازد و . . . فرقى نمىكند .
خلاصه : چشمت را ببند ، يعنى نگاه نكن و اين كاملًا عرفى است .
5 - در روايتِ عبور حضرت زهرا ( سلام الله عليها ) در روز محشر ، بعيد است معناى حقيقى آن مراد باشد . مثلًا بگوييم اگر كسى را سرا پايين اندخت و چشمها را به زانو چسبايند ، عمل به احترام نشده است . عرف چنين نمىفهمد « 1 » .
6 - در كلام مرحوم آقاى خوئى بين غمض العين و غض العين خلط شده است .
لفظى كه به معناى صرف نظر كردن است ، غمض العين است نه غض العين .
خلاصه ما در بين غض بصر ( چشم بستن ) و ترك نظر يك فرق معتنابهى نمىفهميم و هر دو دلالت بر نگاه نكردن مىكند .
معناى آيهء شريفه :
« غض بصره » يعنى نگاهش را پايين انداخت ، « غض نظر » يعنى پايين آوردن نگاه ، خيره نگاه نكردن ، نيملا نگاه كردن و فرقى نيست بين « غض طرفه و غص من طرفه » ،
هامش
( 1 ) شاهد كلام استاد مد ظله برخى از روايات محشر است و از آنها معلوم مىشود كه اين دستور براى ترك نظر است :
روايت ابن عباس از حضرت امير المؤمنين ( عليه السلام ) كه پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) به حضرت زهرا ( سلام الله عليها ) داستان محشر را فرمودند : . . . ثم ينادى مناد من تحت العرض يسمع الخلائق : غضّوا ابصاركم حتى تجوز فاطمة بنت محمد ( صلى الله عليه و آله ) و من معها . فلا ينظر اليكِ يومئذ الا إبراهيم خليل الرحمن و علي بن أبى طالب و . . . ( بحار ج 8 ، ص 54 )
عن النبى ( صلى الله عليه و آله ) : . . . يا معشر الخلائق غضوا ابصاركم لتجوز فاطمة بنت محمد سيدة نساء العالمين على الصراط . فتغضّ الخلائق كلهم أبصارهم . . لا يبقى احد يوم القيامة الا غض بصره عنها الا محمد و علي و . . . ( بحار ج 8 ، ص 68 )