الف ) : صورت اول : نظر به كافر با تلذّذ حرام است .
1 ) استفاده از آيهء « غض بصر » براى حرمت مطلق نظر
براى اثبات حرمت به آيهء شريفهء « قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم » تمسك شده است . به اين بيان : « باز بودن چشم » مقدمه است براى « نگاه كردن » و اگر بخواهيم جلوى « نگاه كردن » را بگيريم مىتوانيم مستقيماً بگوييم « نگاه نكن » و مىتوانيم نيه از مقدمهء آن بكنيم و بگوييم كه « چشمت را ببند » . و روشن است كه تعبير دوم ابلغ و رساتر است و حرمت را بهتر مىرساند . هم چنان كه در روايات محشر آمده كه هنگام عبور حضرت صديقهء طاهره ( سلام الله عليها ) براى نگاه نكردن دستور داده شده كه « غضوا ابصاركم يا غضوا الابصار حتى تجوز فاطمة سلام الله عليها »
بنابر اين آيه شريفه ، دليل حرمت نظر مطلقاً - عن شهوة و عن غير شهوة - مىباشد و از دليل خارج ، جواز نظر غير شهوانى به اهل ذمه و كفار استفاده مىشود ، پس نظر با تلذذ در عموم حرمت آيهبافى مىماند .
2 ) فرمايش مرحوم آقاى خوئى ( ره )
اولًا : ترك احدا لضدين مقدمهء تحقق ضد ديگر نيست ، به خصوص در ضدينى كه « لهما ثالث » .
در مسأله ما نيز بيش از دو امر است كه با يكديگر متضادند : 1 - بستن چشم 2 - نگاه كردن 3 - باز بودن چشم همراه با ايجاد مانع از نگاه كردن .
ثانياً : چنين استعمالى غير متعارف است . ما هر چه تتبع كرديم وردى را نيافتيم كه براى نهى از ذى المقدمه از مقدمهء آن نهى كرده باشند . بلكه چنين كاربردى در استعمالات متعارف بىمعنى است ، به خصوص در ضدينى كه « لهما ثالث » .
ثالثاً : دستور « غضوا الابصار » در روايت محشر به معناى نگاه نكردن نيست ، بلكه گوشهاى از مراسم تجليل از حضرت زهرا - سلام الله عليها - را حكايت مىكند كه