استمتاعى - مراد است ، در حالى كه اگر مراد از غض بصر ترك نظر باشد ، تبعيض در اينجا بلا وجه خواهد بود ، مگر اينكه تبعيض را اين گونه درست كنيم كه مراد از آيه مطلق حرمت ترك نظر نيست ، بلكه حصهء خاصى از نظرها حرام است . و ليكن اين وجه اين اشكال را در پى خواهد داشت كه با اين تفسير آيه مجمل خواهد گرديد .
چرا كه ديگر مشخص نخواهد بود كه آيا مراد از تبعيض ، تبعيض در متعلق نظر منظور فيه ( مثلًا جسد ) است يا اينكه مراد تبعيض در افراد نظر است ( مثلًا نظر با شهوت ) بنابراين آيه مجمل خواهد گشت و ديگر صلاحيت استدلال بر حرمت نظر را نخواهد داشت .
4 ) اشكالات استاد - مد ظله - بر مرحوم آقاى خوئى
اين كه آقاى خوئى تبعيضى بودن « من » را قرينهاى بر معناى مختار خودشان - يعنى صرف نظر كردن و انصراف استمتاعى - مىدانند كاملًا بلا وجه است ، چرا كه وجهى ندارد اگر غض بصر به معناى صرف نظر كردن و چشمپوشى استعمال شود ، من را بتوان تبعيضى گرفت ، اما اگر در معناى ترك نظر استعمال شود ، من تبعيضى موجب اجمال آيه گردد .
بيان ديگر ، با توجه به اين كه ايشان صرف نظر را اعم از استمتاعى و غير آن مىدانند و آقاى حكيم و ديگران هم ترك نظر را اعم از آن مىدانند ، پس چه فرقى است كه اگر من تبعيضيه با معناى اول باشد اجمالى نخواهد داشت ولى اگر با معناى دوم باشد ، مجمل خواهد گشت .
ادله بحث به جلسه آينده موكول مىگردد . ان شاء الله
« * و السلام * »