« لا إله الّا الله ، محمّد رسول الله ، على الصديق الاكبر « 1 » »
اين تعبير هم كه يك نحو ردّى بر صديق بودن أبو بكر است ؛ مؤيّد عامى نبودن وى است ، بهر حال روايت يا موثقه است يا صحيحه
4 ) بررسى راههاى ديگر بر اثبات وثاقت عباد بن صهيب
آقاى حكيم از راه ديگر خواستهاند سند را تصحيح كنند . آن راه اين است كه اين روايت را احمد بن محمد بن عيسى از حسن بن محبوب از عباد بن صهيب نقل مىكند . و چون احمد بن محمد بن عيسى ، برقى را به جهت روايت از ضعفاء از قم بيرون كرد بنابراين به عقيدهء احمد بن محمد بن عيسى ، حسن بن محبوب از ضعفاء روايت نمىكند .
راه ديگر اين است كه حسن بن محبوب از اصحاب اجماع مىباشد و مشايخ اصحاب اجماع ثقات هستند و يا لااقل روايات اصحابِ اجماع معتبر است .
ولى هر دو راه ناتمام است . امّا راه اوّل : هر چند مشهور است كه احمد بن محمد بن عيسى ، برقى را به خاطر روايت از ضعفاء از قم بيرون كرد ولى اين مطلب صحيح نيست ، و از بدفهمى عبارت ابن غضائرى در ترجمه برقى ناشى شده است ، ابن غضائرى مىگويد : « طعن القميون عليه ، و ليس الطعن فيه ، انّما الطعن فى من يروى عنه ، انّه كان لا يبالى عمن أخذ على طريقة اهل الاخبار ، و كان احمد بن محمد بن عيسى ابعده عن قم ، ثم اعاده اليها و اعتذر اليه » « 2 »
برخى گمان كردهاند كه « و كان احمد بن محمد بن عيسى ابعده عن قم » به جهت « فانه كان لا يبالى . . . » بوده است ، در حالى كه اينها به هم ربطى ندارد ،
هامش
( 1 ) تأويل الآيات ، تفسير آيه 19 از سورهء حديد ، ص 639 ( چاپ جامعه مدرسين )
( 2 ) خلاصه علام : 63 / 72 ، رجال ابن داود : 421 / 366 ، در توضيح كلام استاد - مد ظله - بايد دانست كه ظاهر عبارت ابن غضائرى اين است كه قميان ( كه احمد بن محمد بن عيسى را قطعاً شامل مىگردد ) در خودر برقى طعن كردهاند و ابن غضائرى در مقام دفاع طعن را متوجه مشايخ وى مىداند پس جمله « و ليس الطعن فيه . . . على طريقة اهل الاخبار » جمله معترضه است « و كان احمد بن محمد بن عيسى . . . » به اصل مطلب بازمىگردد .