در سند روايت سكونى و نوفلى محل بحث مىباشند . روايات سكونى به تصريح شيخ طوسى در عُدّه مورد عمل اصحاب مىباشد ، البته به شرط عدم معارضه با فتاوا و روايات اماميه « 1 » ، و از اين مطلب اعتبار سكونى ثابت مىگردد . غالب روايات سكونى هم از طريق نوفلى رسيده و كتاب او را نوفلى روايت كرده پس از عمل به روايات سكونى ، معتمد بودن نوفلى هم ثابت مىگردد .
در بارهء روايت عباد بن صهيب ذيلًا بحث مىكنيم :
3 ) روايت عباد بن صهيب و اثبات اعتبار آن :
در اين روايت عباد بن صهيب از امام صادق ( عليه السلام ) جواز نظر به چند دسته را نقل مىكند كه علت آن اين است : « لانّهن اذا نهين لا ينتهين »
سند اين روايت را مرحوم آقاى حكيم - قدس سرّه - گمان كردهاند كه ضعيف است ؛ چون صاحب جواهر ، خبر عبّاد بن صهيب تعبير كرده است . اين مطلب نادرست است و از عدم مراجعه به كتب رجال ناشى شده است .
مرحوم آقاى خوئى و صاحب قاموس الرجال - كه هر دو كتاب رجالى هم نوشتهاند - در اين مسأله تعابيرى آوردهاند كه شايسته نيست .
در تقريرات بحث آقاى خويى ، روايت را صحيحه دانستهاند . ولى در معجم الرجال فرمودهاند : « لا اشكال فى وثاقة عباد بن صهيب بشهادة النجاشى و على بن ابراهيم فى تفسيره ، و كذا لا اشكال فى كونه عامياً بشهادة الشيخ و الكشى « 2 » » [ و كذا البرقى - الاستاد مد ظله - ] ، كه بين دو عبارت يك نحو تنافى ديده مىشود .
يك نكته جزئى در اينجا اين است كه وثاقة رجال تفسير على بن ابراهيم به طور عام مطلب صحيحى نيست و ما مفصلًا در بارهء آن بحث كردهايم و دليل وثاقت او تنها توثيق نجاشى است .
هامش
( 1 ) معجم الرجال
( 2 ) معجم الرجال