جايز نيست . همانطور كه از روايتى كه نگاه به ساق كنيز را مجاز شمرده ، مىخواستند به باب حرّه تعدى كنند و نظر به ساق او را تجويز كنند ، به نظر ما تعدى از باب « أمه » به « حرّه » جايز نيست ، اگر بتوان از اين روايت تعدى كرد و نظر به ساق حرّه را هم جايز دانست ، پس بايد از آن روايت نيز بتوان جواز لمس حرّه را استفاده كرد ، در حالى كه احدى قائل نشده است .
روايتى كه نظر به ساق امه را جايز شمرده ، روايتى است كه حسين بن علوان در سندش قرار گرفته « 1 » و ما قبلًا در باره او بحث كرديم و نتيجه گرفتيم كه ثقه نيست ، بر خلاف نظر آقاى خوئى كه توثيق نجاشى را در شرح حال حسين ، متوجه حسين دانسته ، به نظر ما توثيق او متوجه برادرش حسن است « 2 » و لذا روايت اصلًا قابل اعتماد نيست و روايت معتبرى كه نگاه به ساق كنيز را تجويز نمايد ، وجود ندارد .
« * و السلام * »
هامش
( 1 ) عبد الله بن جعفر الحميرى فى ( قرب الاسناد ) عن الحسن بن ظريف عن الحسين بن علوان عن جعفر عن أبيه عن على ( عليه السلام ) انه كان اذا اراد أن يشترى الجارية يكشف عن ساقيها فينظر اليها ( وسائل ، ابواب بيع الحيوان ، ج 18 ، باب 20 ، ح 4 ، ص 274 )
( 2 ) قال النجاشى : الحسين بن علوان الكلبى مولاهم كوفى عامّى و اخوه الحسن يكنّى ابا محمد ثقه ( رجال نجاشى ، ص 52 )