تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
ولى ما قبلًا هم عرض كرديم كه بحث در اينجا مبتنى بر اين نيست كه در آن بحث قائل به عدم جواز نظر به مرد شويم . بلكه بنابر مبناى آقاى خوئى هم ، بحث مطرح است ، زيرا حكم ايشان به جواز نظر كردن زن به مرد در حال عادى در فرضى است كه در معرض تحريك و شهوت نباشد ، ولى در اين بحث كه براى ازدواج كردن نگاه مىكند ، ممكن است در معرض تحريك و شهوت باشد و حتى بداند كه با نگاه كردن تحريك مىشود ، مع ذلك جاى اين سؤال هست كه آيا نظر كردن به مرد براى ازدواج ، جايز است يا نه ؟ كه آقاى خوئى حكم به عدم جواز صادر كرده‌اند . نظير اصل بحث - كه قبلًا يادآور شديم - درحالىكه آقايان نظر به وجه و كفين را در مورد اجنبيه جايز مىدانند ، آيا بحث از جواز يا عدم جواز نظر براى مريد التزويج وجهى دارد يا نه ؟ عرض كرديم كه جون جواز نظر در آنجا منوط به اين است كه در معرض شهوت و تحريك نباشد ، ولى در اينجا چون نگاه خاصى است و با تأمل و مطالعه انجام مىشود ، حتى در فرض تحريك و شهوت نيز سؤال مىشود كه آيا مجاز است يا نه ؟ بدين معنا كه مىداند پس از نگاه كردن ، دچار شهوت مىشود ، هر چند در ابتدا به قصد تلذّذ نگاه نمىكند ، آيا مىتواند نگاه كند ؟

ه ) آيا در خريد كنيز ، مىتوان به او نگاه كرد ؟

متن عروه : « و كذا يجوز النظر الى جارية يريد شراءها و ان كان به غير اذن سيدها » ما بحث عبيد و اماء را متعرض نمىشويم ولى گاهى مختصراتى را كه مفيد باشد ، يادآور مىشويم . در اين بحث رواياتى وجود دارد كه آقاى خوئى بدان استدلال كرده ، روايت اول : « محمد بن الحسن باسناده عن الحسين بن سعيد عن على عن أبى بصير قال : سألت ابا عبد الله ( عليه السلام ) ، عن الرجل يعرض الامة ليشتريها ؟ قال : لا بأس بأن ينظر الى