شخصى را نزد شاهدى طلاق بدهد يا قضاء را به او ارجاع دهد ، تحقيق مىكند كه آيا امام جماعت يا شاهد يا قاضى ، عادل است يا نه ؟ يا كسى كه قصد خريدن خانهاى را دارد ، نسبت به وضعيت خانه ، مالك آن و ساير جهات تحقيق مىكند ، « نفس تحقيق كردن » از امورى است كه براى حصول به هدف ، دخالت دارد ، در چنين مواردى اراده فعلى و غير معلق نيست به طورى كه تحقيقات در تحقيق خارجيت مراد ، هيچ گونه دخالتى نداشته باشد ، چون فرد ظاهر در اين گونه مورد آن است كه تحقيق براى پيگيرى مطلب است تا به هدف نائل شود . بنابراين مىتوان گفت « اراده » اختصاصى به ارادهء فعلى ندارد .
2 - به علاوه كه مسأله بين اماميه و عامّه مسلم است و هيچ كس اراده را مختص مواردى كه شخص ، « على اى نحو كان » قصد ازدواج با اين زن را دارد ، ندانستهاند ، آيا مىتوان مورد غالب در بين افراد را ، كه نگاه كردن را مقدمهاى براى پيگيرى امر ازدواج قرار مىدهند ، از كلمات فقهاء خارج كرد ؟ آيا اين همه روايات فراوان ممكن است براى افراد نادرى كه نگاه كردن تأثيرى در تصميم آنها ندارد و به هر صورت با اين فرد ازدواج خواهند كرد ، صادر شده باشد ؟ از كثرت روايات استفاده مىشود كه مورد ، مبتلا به مردم و محل ابتلاى نوعى است .
3 - علاوه بر كثرت روايات كه شاهدى بر اين مطلب است ، اساساً از قديم الايام مسائل نادر كه كمتر مورد ابتلاء بوده ، كمتر مطرح مىشده است . همين كه در كتب شيعه و سنّى مورد سؤال واقع شده ، نشان مىدهد كه مورد ابتلاى مردم بوده است . و مواردى كه در آن ، ارادهء فعليه غير معلق من كل جهة ، باشد نادر بوده است .
4 - به علاوه ، در ميان روايات ، به رواياتى برمىخوريم كه اصلًا كلمه « يريد » در آنها نيست « 1 » ، مىفرمايد : « قبل از تزويج ، نگاه كردن جايز است . » اين لسان شامل كسى كه
هامش
( 1 ) عن الحسن بن السّرى عن أبى عبد الله ( عليه السلام ) انه سأله عن الرجل ينظر الى المرأة قبل أن يتزوجها ؟ قال : نعم ، فلم يعطى ماله ؟
عن مسعدة بن اليسع الباهلى عن أبى عبد الله ( عليه السلام ) قال : لا بأس أن ينظر الرجل الى محاسن المرأة قبل أن يتزوّجها فانّما هو مستام فان يقض امر يكن .
( وسائل ، ابواب مقدمات النكاح ، باب 36 ، ج 4 ، و 12 )