را دارد يا نه ، اگر مثمن زن هم باشد حق دارد به او نگاه كند ، و اقتضاى الغاء خصوصيت كردن و تنقيح مناط كردن اين است كه زن هم ثمنى را كه در مقابلش مىگيرد حق دارد بررسى كند ، انما الكلام در اينكه ثمن در اينجا مهريه است نه خود مرد .
پس در نتيجه الغاء خصوصيت و تنقيح مناط زن حق پيدا مىكند كه مهريه را ببيند و بررسى كند ، و حق ندارد مرد را كه خارج از عوض است ببيند .
4 - رد مناقشه از طرف استاد :
به دو دليل اين مناقشه مردود است .
دليل اول : تنقيح مناط به اين صورت است كه همانطورى كه شارع مقدس براى مال ارزش قائل شده و نمىخواهد ضرر مالى به شخص ( مرد ) بخورد ، قطعاً و بالاولويه ضرر جانى زن را هم ملاحظه مىكند ، و اين ضرر جانى از آن جهت است كه زن وقتى نمىداند با چه قيافهاى ازدواج مىكند ، ممكن است بعداً مورد پسند او قرار نگيرد ، كه در آن صورت از طرفى مثل اين مىماند در يك زندان با اعمال شاقه زندگى مىكند ، و از طرفى هم اختيار طلاق ندارد .
دليل دوم : و لو فرض كنيم ثمن مهر است ، ارزش داشتن مبادله به حسب اشخاص متفاوت است ، و قيافهء مرد در سبك و سنگين بودن مهر دخالت دارد ، اگر قيافهء مرد ناپسند باشد ممكن است هر مقدار مهريه زياد باشد بازهم ارزش مبادله را نداشته باشد و بالعكس اگر قيافه مورد پسند باشد ممكن است مهر مختصر هم كفايت كند ، چنانچه شاعرى مىگويد : « قليل منك يكفينى و لكن قليلك لا يقال انه قليل » ، اگر قيافه خوب باشد مهر قليل ، قليل نيست ، و اگر كريه باشد هر مقدار هم كه باشد كثيرش كثير نيست .
نتيجه اينكه مذاق شرع اين است كه اجازهها اختصاص به مرد ندارد و زن هم مجاز است كه نگاه كند تا از اين ناحيه مشكلى براى او پيش نيايد .
ج ) : اغلى الثمن در روايت آيا علت حكم است يا حكمت حكم ؟
1 - توضيح مطلب :
فرق بين علت حكم يا حكمت حكم در جايى است كه اگر