بنابراين مىتواند به موردى كه ارادهء تعليقى بر ازدواج با او را دارد ( يعنى مقدمات تصميم به ازدواج تمام شده فقط پسنديدن ظاهرى مانده است ) نگاه كند ، ولى در هيچ يك از دو موردى كه ارادهء قطعى بر ازدواج دارد ( مورد اول و دوم كه گذشت ) حق نگاه كردن ندارد چون به تناسب حكم و موضوع استفاده مىشود در جايى نگاه كردن جايز است كه اين نگاه كردن دخالتى در فعل يا ترك ازدواج داشته باشد .
پاسخ استاد مد ظله :
استدلال به ظهور جملهء « فانه يشتريها باغلى الثمن » در تعليل تمام نيست چون در تفسير اين عبارت چندين احتمال ديگر هست :
الف : شايد معنى عبارت اين باشد كه اين كسى كه تصميم به ازدواج گرفته بايد براى تعيين مهريه موردش را ببيند تا بر اساس امتيازات زن در مورد مهريه موافقت كند ، عقلاء براى فرار از ضرر معاملات كوچك مثمن را ارزيابى مىكنند تا قيمت آن را تعيين كنند ، در اينجا نيز شارع مقدس مىخواهد جلوى ضرر را بگيرد ، لذا به كسى كه متحمل مخارج زيادى خواهد شد اجازه مىدهد كه با ارزشيابى درست ، مهريه و مانند آن را تعيين كند و اين معنى منافاتى با ظهور « يريد » در ارادهء فعلى ندارد .
ب : شايد در اين تعليل به باب « اماء » تشبيه شده باشد ، يعنى همان طورى كه در خريدن كنيز نگاه كردن جائز است ، در ازدواج با حره كه اهميت بيشترى دارد و مخارج زيادترى را مىطلبد بالاولوية العرفية بايد نگاه كردن جايز باشد ، پس اين تعليل ، باعث نمىشود كه از ظهور « يريد » در ارادهء فعلى رفع يد كنيم .
ج : كسى كه تصميم به ازدواج گرفته و اطلاعى از وضعيت ظاهرى همسرش ندارد ، در تحيّر شديدى بسر مىبرد كه بالاخره بىمورد خرج كرديم يا با مورد ؟
شارع براى اينكه زودتر از چنين مشقتى بيرون بيايد اجازهء نگاه كردن به او داده است ، و اين منافاتى با ظهور « يريد » در ارادهء فعلى ندارد .