مناسب مزاج او باشد ) و به عبارت ديگر تحقق ارادهء فعلى او متعلق بر حصول امر ديگرى شده باشد ، در اين حالت فقهاء گفتهاند كه عرفاً به اين نوع حالت گفته نمىشود كه شخص مريد اقامه عشره است .
در ما نحن فيه هم مطلب به همين منوال است ، يعنى اراده شخص آنچنان قريب به فعليت نيست كه با اندك تأملى ، ارادهء او حاصل شود ، بلكه شخص بعد از گذراندن مرحله نظر ممكن است اراده حاصل شود و ممكن است اراده حاصل نشود ، لذا ما نحن فيه را نمىتوان از صغريات مسأله علم شأنى قريب به فعليت به حساب آورد .
خلاصه اراده قريب به فعليت در جايى است كه با تحقق جزء اخير ، حتماً اراده به فعليت مىرسد ، نه اين كه با تحقق اين جزء در آينده احتمال تحقق و عدم تحقق هر دو موجود است .
البته ممكن است قرائن ديگرى در روايت باشند كه موجب شود ما از ظاهر بدوى روايت رفع يد كرده ، و قسم دوم را مشمول دليل بدانيم ، از جمله اين قرائن ، مفاد تعليل روايت است كه مىرساند شخص تصميم قطعى ازدواج با آن زن را نداشته ، بلكه بر او نگاه مىكند تا اگر او را پسنديد ، با او ازدواج كند .
ادامه بحث در جلسه آينده پيگيرى مىشود ان شاء الله
« * و السلام * »
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 157
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص١٥٧