بهر حال حكم مسأله با توجه به اتفاق علماء عامه و خاصه روشن بوده ، و نكاح دختر در جايى كه مادر وى در حباله نكاح باشد باطل مىباشد .
ب ) : بررسى ادامه مسأله 26 : ( ساير شرائط جواز نظر )
1 ) متن مسأله :
و لا فرق بين ان يكون قاصداً لتزويجها بالخصوص ، او كان قاصداً لمطلق التزويج . . . »
2 ) كلام مرحوم آشتيانى در تقريرات درس مرحوم حاج شيخ :
مرحوم آقاى آشتيانى درباره فرض مسأله بالا ، 4 صورت را قابل تصوير دانستهاند كه ذيلًا به آنها مىپردازيم :
صورت اول : اينكه شخص اراده ازدواج با فرد معينى را دارد ، و على اى حال مىخواهد با او ازدواج كند ولى نسبت به شكل زن حساسيتى نداشته و قيافه اصلًا براى او مطرح نمىباشد ، لذا نگاه كردن به زن هيچگونه تأثيرى در تصميمگيرى او بر ازدواج ندارد .
صورت دوم : اينكه همه مقدمات ازدواج فراهم شده است و فقط يك مقدمه باقى مانده است ، و آن پسنديدن خلق و جمال زن است ، و به اصطلاح جزء اخير علت تامه اراده فعلى ازدواج ، نگاه كردن مىباشد . ايشان مىفرمايند در اين صورت گرچه به دقت عقلى ، اراده فعليت نيافته و شأنى است ، و ليكن چون اين اراده شأنى به فعليت بسيار نزديك است ، عرف اين را اراده فعلى به حساب مىآورد .
( توضيحات استاد - مد ظله - در خصوص اين مورد ) :
بعضى از امور بگونهاى هستند كه از نظر عقلى واقعاً مصداق نيستند ولى عرف آن را مصداق به حساب مىآورد . براى توضيح مطلب به مثالهاى زير توجه فرمائيد :
مثال اول : اطمينان عقلًا مصداق علم نيست اما عرف كثيراً ما به آن اطلاق علم