تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
اگر او را حد بزنى من هم براى رفيقت مغيره حد جارى مىكنم » « 1 » اين خدمت عمر به مغيره و تعطيل حد زناى محصنه او ، و تازيانه زدن شهادت‌دهندگان بر زناى او به خاطر خدماتى بود كه مغيرة به عمر كرده بود مغيرة همان كسى است به دستور عمر تازيانه بر بازوان حضرت زهرا عليها السّلام زد . او اولين كسى است كه عمر را « امير المؤمنين » خطاب كرد . عمر اين مجلس محاكمه را به طرز ماهرانه‌اى به نفع مغيره عوض كرد ، و او را دوباره به استاندارى كوفه برگزيد » . او در حالى حد زناى مغيره را تعطيل مىكند كه خودش يقين به اين كار مغيره داشت در موسم حج خطاب به مغيره مىگويد : به خدا ! ما شك نداشتيم كه ابو بكره راست مىگفت . . . » « 2 » اين است خليفه پيامبر ، كه در محكمه خلافت او بايد سه نفر بيگناه به جرم شهادت تازيانه بخورند ، ولى زناكار در امان باشد ، و فردى را مسلط بر جان و ناموس مردم كند كه در تاريخ به زناكارى معروف است . حلبى در سيره خود مىنويسد كه او با سيصد تا هزار نفر زنا كرد . كه هشتاد نفر آنها شوهردار بودند با اين وصف عمر چنان مراعات حال او مىكند كه گويا مىخواهد فرشته‌اى را محاكمه كند ، چرا كه مغيره اولين كسى است كه به عمر امير المؤمنين گفت .
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى - ج 4 / 207 حوادث سال 17 هجرى - تاريخ ابن خلكلان ج 2 / 455 تاريخ كامل ابن اثير ج 2 / 228 شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 12 / 236 خ 223 . ( 2 ) - الاغانى 14 / 147 شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 12 / 238 خ 223 .