آمد ، زنى از او سئوال كرد : ما از كتاب خدا تبعيت كنيم يا از حرفهاى تو ؟
عمر گفت : كتاب خدا را . زن گفت مگر تو در قرآن نخواندهاى ، كه خدا مىفرمايد :
« آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً »
( اگر مال بسيار به زنان خود قرار داديد چيزى از آن باز نگيريد ) . « 1 » عمر وقتى اين را شنيد گفت :
كلّ الناس أفقه من عمر ( تمامى مردم از عمر عالمتر هستند . ) « 2 »
جهل عمر به حكم مسئله
عمر ابن خطاب هنگام نماز مغرب ، در ركعت اول ، حمد و سوره نخواند و در ركعت دوم دو بار حمد و سوره خواند و پس از نماز دو سجده سهو بجا آورد به او گفتند : چرا در ركعت اول ، حمد و سوره نخواندى ؟ عمر گفت : ركوع و سجود نماز من چطور بود ؟ گفتند : ركوع و سجودت خوب بود . عمر گفت پس اشكالى ندارد « 3 »
خليفه مسلمين شراب مىخورد
يكى از خصائص عمر در جاهليت شرابخوارى و ميگسارى وى بود و بعد از اسلامش هم اين عمل را انجام مىداد مطالبى كه مىخوانيد نمونههائى از شرابخوارى خليفه است .
1 - روزى شراب بسيار تندى خورد و مست شد ، و استخوان فك شترى را گرفت و بر سر عبد الرحمن بن عوف زد و سر او را شكست
هامش
( 1 ) - نساء 20 .
( 2 ) - سنن بيهقى ج 7 / 233 .
( 3 ) - كنز العمال ج 4 / 213 .