تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
تا ديروز دلال چهارپا بود انتظار بيش از اين نبايد داشت كسانى سزاوار سرزنش هستند كه امور مسلمين را بدست چنين فردى سپردند و عاقبت قلم‌بدستانى مزدور براى حفظ آبروى خليفه و به كرسى نشاندن مذهب باطل خود دست به تحريف تاريخ اسلام و جعل حديث زدند . اين حال خليفه بود قبل از اينكه فراموشى و نسيان بر وى عارض شود . امّا بعد از عارض شدن فراموشى از « محمّد بن سيرين » روايت شده كه عمر در آخر عمرش نسيان بر او عارض شد ، حتى تعداد ركعات نماز را هم فراموش مىكرد ، لذا حين امامت مردى جلو او مىايستاد و كيفيت نماز را بر او تلقين مىكرد ، هروقت آن شخص اشاره مىكرد كه ركوع كند يا بلند شود جناب خليفه طبق دستور او عمل مىكرد . « 1 » بسى جاى تعجب است ، كه جناب خليفه با اين حال چگونه خود را لايق شأن امامت و خلافت مىدانست ؟ و با اين حالى كه داشت چگونه فتوى مىداد ؟ و بين مردم قضاوت مىكرد ؟

خليفه حد زناى مغيره را تعطيل مىكند

زناى محصنه « مغيرة ابن شعبه » با « ام جميل » دختر عمرو از مشهورترين قضاياى تاريخى است ، كه در كتب تاريخى در قضاياى سال هفدهم هجرى مطرح شده است . حاصل قضيه از اين قرار است كه مغيرة در زمانى كه از طرف عمر حكمران بصره بوده ، نزديك ظهر از دار الامارة خارج مىشده ، و به
هامش
( 1 ) - سيره عمر بن خطاب ( ابن جوزى ) ص 135 شرح ابن ابى الحديد ج 12 / 65 خطبه 223
علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى ) — صفحة 244 | مهدى لطفى