تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢

كلماتى در پيرامون شاعر

اسمش عمرو ، پسر عاص ، يكى از پنج نفرى است كه بر تيزهوشى و حيله‌گرى در عرب مشهور بودند . « 1 » هرفتنه از او آغاز شد و به او خاتمه يافت ، و خودش نيز به اين مطلب در اشعار خود اشاره مىكند . او در شر و فساد و دروغ و فتنه‌انگيزى در تاريخ مشهور مىباشد .

نسب عمروعاص

پدر او كسى است كه صريح قرآن او را مورد ذم و ابتر لقب داده است ،
« إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ »
عقيدهء مفسرين مؤيد اين مطلب مىباشد ، هرچند كه بعضى تفاسير اين لقب را بين عاص و ابو جهل و ابو لهب ، و عقبة بن ابى معط مردد دانسته‌اند ، ولى حق مطلب گفتهء فخر رازى مىباشد : كه هركدام از اين افراد رسول خدا را نكوهش نموده‌اند ، منتهى عاص پدر عمرو عاص بيش از همه آنها در اهانت و سرزنش رسول خدا فعاليت نموده ، و آيه هرچند كه همهء نامبردگان را شامل مىشود ولى شمول آيه به او مؤكد و مخصوص مىباشد لذا مشهور بين مفسرين اين است كه مراد آيه عاص مىباشد . « 2 »
هامش
( 1 ) - آن پنج نفر عبارت بودند از معاويه ، عمرو عاص ، قيس ابن سعد بن عباده ، مغيرة ابن شعبه ، عبد اللّه بن بديل ، از اين پنج نفر قيس و عبد اللّه اين تيزهوشى را در طريق حق به كار بردند . و اين سه نفر ، اين نعمت را در طريق اضلال مردم به كار بردند . ( 2 ) - تفسير فخر 32 / 131 - 132 .