تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
قصيدهء جلجليه معروف شده . جلجل به معناى زنگوله است ، مراد عمرو عاص اين بود كه اى معاويه فراموش نكن كه اين من بودم كه تو را به اين منسب رساندم ، اگر چنانچه سربه‌سر من گذارى ، زنگوله را بدين‌گونه به صداى درمىآورم و آبرويت را مىبرم ، و بلائى را كه بر سر مخالفين تو آوردم بر سر تو مىآورم . اين قصيده 66 بيت است ، در اين قصيده عمرو عاص به حقايقى اقرار مىكند كه از آن جمله قضيهء غديرخم مىباشد ، ايشان به حقايقى اشاره كرده كه هرمسلمان آزاده از خواندن آن متأثر خواهد شد . مضمون بعض ابيات قصيده از اين قرار است : عمرو عاص مىگويد : اى معاويه ، قضايا را فراموش نكن . . . اين من بودم كه به مردم گفتم نمازشان بدون وجود تو قبول نمىباشد ، اين من بودم كه آنها را برانگيختم تا با سيد اوصيا على عليه السّلام به بهانه خونخواهى آن مرد احمق ( عثمان ) جنگ كنند ( جنگ صفين ) . . . اين من بودم كه به لشگريانت ياد دادم كه هرگاه ديديد على عليه السّلام همچون شيرى براى كشتن شما به سويتان مىآيد پشت به او كرده و عورت خود را نمايان كنيد . تا او به خاطر حيا از كشتن شما منصرف شود . « 1 »
هامش
( 1 ) - حلبى در سيره خود گويد اين امر در جنگ صفين دوبار اتفاق افتاد ، يكى موقع حمله حضرت به بسر بن ارطاة و ديگر موقع حمله به عمرو عاص ، كه چون ديدند ناچار بايد كشته شوند عورت خود را نمايان ساختند و حضرت از آنها روىگردان شد . سيره حلبى ج 2 ص 247 اين امر را عمرو عاص از پسر ابى طلحه ياد گرفته كه در جنگ احد وقتى مورد حمله حضرت واقع شد چون ديد كشته خواهد شد كشف عورت كرد و نجات يافت .