تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
نزديك و تسليم شود . از حبشه به حجاز برنگشت مگر بطمع اينكه به مقامى برسد ، و از منافع اسلام استفاده كند ، و با سپر اسلام حفظ جان كند . آرى عمرو عاص و اربابانش ، به دقت دريافتند كه با شمشير نمىشود در مقابل پيامبر ايستاد ، و جلو نشر اسلام را گرفت ، به اين انديشه افتادند كه به ظاهر اسلام بياورند ، تا دوران پيامبر سپرى شود و بعد از او با وصىّ او به مبارزه پردازند ، و با خانه‌نشين‌كردن او و جدا كردن اسلام از حق ( على ) اسلام را به انحراف كشانند ، و با اسلام مبارزه فرهنگى كنند و به اين نحو به اهداف شوم خود دست يابند . او و اربابانش مصداق گفتار حضرت امير هستند كه فرمودند : « و الذى فلق الحبة و برأ لنسمة ، ما اسلموا و لكن استسلوا و أسروا الكفر . . . » قسم به خدائى كه دانه را مىشكافد و مىروياند و خلائق را خلق نموده ، اينان اسلام نياوردند ، بلكه تظاهر به اسلام نمودند و كفرشان را پنهان كردند تا آنگاه كه يارانى پيدا كردند به همان كفر و دشمنى با خاندان پيامبر برگشتند . « 1 » ابن ابى الحديد در تفسير نهج البلاغه‌اش مينويسد : عمرو عاص از ابتداء ملحد بود و هيچگاه از الحاد و كفرش دست نكشيد معاويه نيز مانند اوست . « 2 » * * * * *
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه نامه 16 . ( 2 ) - شرح نهج البلاغه 2 / 65 خطبه 26