تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
نمىتوان تمام مواردى كه نمايانگر ، سخاوت اوست ذكر كرد لكن نمونه‌هائى را ذكر مىكنيم . قيس ملكى را به معاويه فروخت به نود هزار درهم ، سپس به يك منادى دستور داد كه در شهر مدينه اعلان كند ، هركس قرضى مىخواهد به منزل قيس بيايد ، پنجاه يا چهل هزار درهم آن را قرض داد . و بقيه‌اش را به نيازمندان هديه كرد ، براى كسانى كه قرض داده بود سندى نوشت ، بعد از مدتى قيس مريض شد عيادت‌كنندگان كم بودند ، قيس خطاب به خانم خودش « قريبه » دختر ابى قحافه و خواهر ابو بكر گفت چرا عيادت‌كننده‌گان كم هستند ؟ زنش جواب داد به خاطر اينكه همهء آنها به شما مقروض هستند و خجالت مىكشند به عيادت شما آيند ، قيس گفت : خداوند مالى را كه باعث مىشود برادران ايمانى كمتر به ديدار همديگر روند نيست و نابود كند ، آنگاه دستور داد در شهر اعلان كند قيس تمام بدهكاران خود را بخشيد و از هيچكس طلب ندارد . بلافاصله مردم به خانه او هجوم آوردند به اندازه‌اى كه پلكان در ورودى منزل او خراب شد . « 1 »

زهد و عبادت قيس

اولياء ائمه افرادى بودند كامل كه تمام جهات نيكوى اخلاقى را دارا بودند ، در عين شجاعت فصيح در عين سخاوت و شجاعت . . .
هامش
( 1 ) - تاريخ ابن كثير ج 8 / 69 حوادث سال 59 ه ربيع الابرار زمخشرى ج 4 / 91 .