« وقال آخوندنا المراد في حواشيه على الفقيه : يمكن أن يراد بالطينة ذرّة من الذرّات المسؤولة في الأزل ، بقوله : ألست بربكم ، بعد ما جعلت قابلةً للخطاب بتعلّق روح كلّ واحدةٍ بها ، فيكون بدن كلّ إنسانٍ مخلوقاً من ذرّة من تلك الذرّات ، فينميها اللّه تعالى إلى ما شاء اللّه ، فيزيد فيها تلك الزيادات وقت الإحياء » . « 1 »
آخوند ما مراد [ على تفرشى ] در حواشى خويش بر فقيه مىنويسد : ممكن است مقصود از طينت [ در اين روايات ] ذرهاى از ذرات باشد كه در ازل با خطاب
« أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ »
مورد سؤال قرار گرفته است . البته بعد از آنكه خداوند متعال به آنها به واسطه تعلق روح هر يك به آنها قابليت مخاطب شدن را داده است . پس بدن هر انسانى ، از ذرهاى از آن ذرات خلق مىشود و خدا آن را رشد داده ، به اندازهاى كه مىخواهد بزرگ مىكند و به هنگام زنده شدن در قيامت نيز ، دوباره همين زيادىها را به او مىافزايد .
از اين مطالب استفاده مىشود كه عالم ذرّ بعد از عالم ارواح است و خداوند متعال در عالم ارواح ، تنها روحها را بدون هيچ گونه تعلقى به بدنها آفريده است و سپس در عالم ذرّ ، آنها را به بدنهايى كه به صورت ذرى بودند تعلق داده است .
6 . تعدد عالم ذر و ارواح ، در نظر ملا صالح مازندرانى
ايشان در شرح كافى حديثى از امام باقر عليه السلام آورده ، كه در آن از اخذ ميثاق شيعيان بر ولايت در عالم ذر و عرضه امت پيامبر صلّى اللّه عليه وآله به آن حضرت در عالمِ اظلّه ، سخن به ميان آمده است . پس مىنويسد :
« يفهم منه أنّه وقع عرض الأمّة المجيبة الناجية على الظاهر مرّتين : مرّة عند كونهم أظلّةً أي أجساداً صغاراً مثل النمل ، مستخرجة من الطين الذي هو مادّة أبدانهم بعد تعلّق الأرواح بها ؛ ومرّة عند كونهم أرواحاً مجرّدةً صرفة قبل أبدانهم بألفي عام » . « 2 »
از اين حديث فهميده مىشود كه ظاهراً عرضِ امتِ اجابت كننده دعوتِ الهى و نجات
هامش
( 1 ) . جامع الشتات : 68 ؛ بنگريد : الرسائل الاعتقاديّة : 2 / 328 .
( 2 ) . ملا صالح مازندرانى ، شرح اصول كافى : 7 / 128 .