بودند خداوند متعال اگر آنها را به همين صورت به حال خودشان رها مىكرد اكثر آنها مدعى ربوبيت شده و از عبوديت خارج مىشوند . لذا به فضل و احسان خويش آنها را در بدنها مقيد و محبوس ساخت تا ناتوانى و ضغف و محدوديت خود را ديده ، از ادعاى ربوبيت خارج شوند .
4 . تعددِ عالم ذرّ و ارواح ، در نظر خاتونآبادى
مرحوم سيد اسماعيل خاتونآبادى ، با توجه به همين نكته مىفرمايد :
« حشر ، موافق اخبار اهل بيت و حق ، آن است كه در اصل و مايه بدن است . و ذرّات جميع بنى آدم در صلب حضرت آدم بوده و منتقل شده و به اصلاب آباء و ارحام امّهات تا به آن شخص . و وحدت بدن به اعتبار آن ذرّ كه مايه است و در غايتِ صغر است مىباشد . و لهذا كوچكى و بزرگى و فربهى و لاغرى و ساير تغيّرات بدن از به دو تولد تا وقت موت ، دخل در وحدت و تعدد بدن ندارد ، بلكه بدن واحد است با تغييرات به اعتبار آن ذرّ واحد . و آن ذرّ به شكل كرويّت بعينه بى آنكه جزء بدن ديگر شود ، هر گاه غذاى ديگرى شود مثل شير و آدم ديگر ، باقى است تا روز قيامت ، چنانچه در حديث مذكور در فقيه « 1 » وارد است . و روز قيامت باز بدن آن شخص خواهد بود » . « 2 »
5 . تعدد عالم ذر و ارواح ، در نظر مراد بن على تفرشى
نظير اين مطلب را مرحوم مراد بن على تفرشى در تعليقهاش بر كتاب من لا يحضره الفقيه در ذيل همان روايتى كه مرحوم خاتونآبادى يادآورى كرد ، آورده است . مرحوم محمّد اسماعيل خواجوى به نقل از تعليقه ايشان مىنويسد :
هامش
( 1 ) . مقصود ، حديثى از امام صادق عليه السلام است كه بر اساس آن ، بدن ميّت در قبر از بين مىرود و تنها طينتى از او باقى مىماند كه انسان دوباره در قيامت از آن خلق مىشود . اين حديث در فقيه : 1 / 191 ح 580 ، و در كافى : 3 / 251 ح 7 ، نقل شده است .
( 2 ) . گنجينه بهارستان ، حكمت - 2 ، رسائل اعتقادى اسماعيل حسينى خاتونآبادى ، ص 237 .