استاد فاطمىنيا : يك نكتهاى كه به ذهن بنده رسيده و ايمان دارم به اين نكته ، چون بسيار واضح است ، اين است كه همانطور كه ذكر شد در اصل مطلب اين كتاب و محتوا ، كتب ديگرى هم داشتهايم ، مثل همين عبقات ، يا غاية المرام بحرانى ، ولى يك امتياز بسيار عمده و چشمگير الغدير ، اين است كه ايشان در مقابل بعضى از منحرفينِ معاصر ، به مقابله با تك تك آنها برخاسته و شبهات آنها را بررسى كرده و جواب داده است . مثلًا شما ملاحظه بفرماييد ، نويسندهاى مانند محمد كردانى ، خيلى بىمهرى نسبت به شيعيان نشان داده كه مرحوم شرف الدين هم تذكراتى برايش نوشته ، يا احمد امين مؤلفِ كتاب ظهر الإسلام بىمهرىهايى كرده ، يا حتى از قدما ، ايشان رسيدگى كرده . يعنى بهتر است اين گونه بگويم كه قسمتى از الغدير بررسىِ همين شبهاتى است كه به شيعه وارد بوده است .
مطلب ديگرى كه هست اين است كه علامه امينى وقتى نوشتههاى آنها را رسيدگى مىكند ، خيلى خلاصه و قاطع و بدون معطلى جواب آنها را مىگويد .
دكتر تجليل : در مورد نقدى كه مرحوم امينى در كتابها مىفرمايد ، بسيارى از اقوالِ سابق كه همه قبول داشتند رد مىشود . يك نمونهاى كه ايشان مىفرمايند ، سعيد نفيسى است كه همه اهل علم و ادب مى شناسند . مع هذا ، در ص 129 الغدير ج 22 از ترجمه ، اين نمونه ذكر شده كه سعيد نفيسى در تأليفى درباره شيخ بهايى ، مرتكب اشتباهى شده و علامه امينى خيلى سريع اشتباه آن را نشان مىدهد .
در الغدير مىگويد : در آن كتاب ، شيخ عبدالصمد را برادرِ بزرگترِ شيخ بهايى پنداشته و استدلال كرده است كه شيخ عبدالصمد ده سال پيش از شيخ بهايى وفات يافته . گويا او تصور مىكرده كه ترتيبِ مرگ نيز بر مبناى ترتيب ولادت است ، و همانطور كه هر كس زودتر متولد شود بزرگتر است ، پس آنكه زودتر وفات كرده نيز بزرگتر است و برادر بزرگ است . باز پنداشته كه شيخ عبدالصمد به نام جدّش ناميده شده ، و اگر شيخ بهايى برادر بزرگتر بود به نام جدش موسوم مىگرديد و برادرش نام جد بزرگتر را مىگرفت . گويا اين نامگذارى را يك امر ثابت و تخلف ناپذير پنداشته كه بايد گفت درست نيست و معلوم نيست كجا اين امر ثابت شده
امين شريعت : ويژه نامه همايش رونمايي از كتاب المقاصد العلية في المطالب السنية ( فارسى ) — صفحة 265
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٢٦٥