اردوبادى ديگر پير شده بود و ضعيف ، منزلِ آقاى امينى مىآمد ، مىخوابيد و مرحوم آقاى امينى براى ايشان مىخواند و ايشان ديگر نمىتوانست بنشيند ، در حالى كه خوابيده بود گوش مىداد و تصحيح مىكرد ، يا امضا مىكرد ، و يا ردّ مىشد .
التبه آقاى اردوبادى در جنبه ادبياتِ اين كتاب خيلى حق دارد . همچنين اگر يادداشتهايى داشتند مىدادند . بلكه مرحوم آقاى اردوبادى در انتاجِ فكرىِ ادبيات ، يعنى تأليفات نيم قرنِ اخير نجف اشرف ، بر همه مؤلفين حق دارند . همه اينها را كمك كرده ، به طورى كه هر چه يادداشت داشتند ، مىدادند برايشان تصحيح مىكردند . حتى كتاب الكنى والألقاب مرحوم شيخ عباس قمى ، يك دوره از نظر ايشان رد شده و تصحيح كردهاند ، و خلاصه خيلى كمك خوبى براى مرحوم آقاى امينى بودند .
استاد فاطمى نيا : اينكه جناب آقاى طباطبايى فرمودند ، در عين حال كه نشان دهنده عظمت جناب اردوبادى است ، ضمنا دلالت بر عظمت مرحوم علامه امينى و آن فكر صحيح ايشان هم مىكند ، كه اديبى را كه شناخته ، نوشته خود را بر او عرضه مىكند و اتكا به فكر خود نمىكند . اين مسئله ، بسيار آموزنده است . در مورد روانىِ قلمِ مرحوم علامه امينى يك نكته را هم بنده مىافزايم كه آقايان اشاره فرمودند . آقاى امينى يك خصوصيت ديگر هم داشت كه اين خصوصيت در بسيارى از نويسندههاى قابلِ عربى و فارسى ديده مىشود ، يكى مسئله جهان گردىِ آن بزرگوار است ، يعنى آنهايى كه حشر و نشر با ملل و اقوام و طوائف داشتند ، و با آنها به زبانهاى مختلف گفتگو داشتند ، زبانشان فربه و فرهيخته شده و قلمشان هم به تبع آن .
مثلًا خود سعدى را در زندگى توجه فرماييد : « هفت كشور نمىكند امروز / بى مقالاتِ سعدى انجمنى » ، اين سعدى همه جاى عالمِ آن روز ، آسياى صغيرِ آن روز را رفته و گشته است ، و افت و خيز كرده و گفتگو داشته و اين موجب روانى و پختگىِ بيان او و در نتيجه ، روانىِ قلم و بنان او شده . همچنين يك نكته ديگر درباره علامه امينى ، چون ايشان اهل تبريز بوده و اين همه بلاغتى كه در صحبت امينى لبريز است ، فقط نه به اين خاطر است كه اهل تبريز است ، فقط خود اينكه زبانش ترك بوده و ادب فارسى را از روى مجاهدت فرا گرفته ، و معمولًا
امين شريعت : ويژه نامه همايش رونمايي از كتاب المقاصد العلية في المطالب السنية ( فارسى ) — صفحة 261
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٢٦١