است ، كه مردم ديگر را از پيروى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بازمىدارند و خود نيز از پيروى او دورى و كنارهجوئى مىنمايند ] و مىنويسد : اين برداشت روشنتر است و اللّه اعلم .
و ابن جرير نيز همان را برگزيده » . « 1 »
و اما دربارهء نظر نسقى گويد :
« نسقى نيز در تفسير خود « 2 » ( ج 2 ، ص 10 ) ، كه بر حاشيهء « تفسير خازن » نوشته شده ، برداشت نخست را ياد كرده و سپس گويد : و گفته شده كه گوشهء سخن به أبى طالب است ، با اين همه برداشت نخستين [ به درستى ] شبيهتر است » . « 3 »
علامه رحمه اللّه در ادامه برداشت زمخشرى و شوكانى و عدهاى ديگر را آورده و گويد :
« و نيز زمخشرى در « كشاف » « 4 » ( ج 1 ، ص 448 ) و شوكانى در تفسيرش « 5 » ( ج 2 ، ص 103 ) و ديگران برداشت نخستين را ياد كرده و برداشت دوّم را با لفظ « گفته شده » ياد كردهاند » . « 6 »
و نيز در بيان نظر آلوسى گويد :
« و سپس آلوسى آمده و برداشت نخستين را به گستردگى آورده و نيز سپس برداشت دوّم را ذكر كرده و به دنبال آن مىنويسد : اين برداشت را امام رازى درست ندانسته . « 7 » آنگاه بطور فشرده گفتار او را ياد كرده است » . « 8 »
علامه در پايان اين بخش گويد :
« اكنون قرطبى كه كوركورانه بهكار برخاسته و همچون كسى كه شبانه به گردآورى
هامش
( 1 ) . الغدير ، ج 8 ، ص 7 .
( 2 ) . تفسير نسقى ، ج 2 ، ص 8 ، چاپ جديد .
( 3 ) . الغدير ، ج 8 ، ص 8 .
( 4 ) . الكشّاف ، ج 2 ، ص 14 ، چاپ جديد .
( 5 ) . فتح القدير ، ج 2 ، ص 108 ، چاپ جديد .
( 6 ) . الغدير ، ج 8 ، ص 8 .
( 7 ) . روح المعانى ، ج 7 ، ص 126 - 127 ، چاپ جديد .
( 8 ) . الغدير ، ج 8 ، ص 8 .