پس أبو جهل و عبد اللّه بن أبى أميّه گفتند : آيا از كيش عبد المطلب روى مىگردانى ؟
پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم همچنان به وى پيشنهاد گفتن آن سخن را مىنمود و آن دو نيز از نو سخن خود را بازگو مىكردند ، تا سرانجام أبى طالب گفت : من بر كيش عبد المطلب هستم و پس از آن سخنى بر زبان نياورد و نپذيرفت كه بگويد : لا اللّه الا اللّه .
پس رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : به خدا سوگند براى تو از خدا آمرزش خواهم ، تا هنگامىكه مرا از اين كار بازدارد ، پس اين آيه فرود آمد :
ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ
« 1 » و اينجا نيز گوشهء سخن به أبى طالب است ، كه خداوند به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گويد :
إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ .
« 2 »
و در مرسلهء طبرى « 3 » آمده است كه : نازل شد :
ما كانَ لِلنَّبِيِّ .
و اين آيه
إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ .
« 4 »
[ روايت بالا را ] آورده است مسلم در صحيحش « 5 » از طريق سعيد بن مسيّب و بيشتر تفسيرنگاران نيز از روى گمان نيكوئى كه به دو صحيح و نگارندگان آن دو داشتهاند از ايشان پيروى نمودهاند » . « 6 »
علامه رحمه اللّه پس از بيان دلايلى چند اين نظر را در اين دو آيه ردّ كرده و روايت فوق را غيرصحيح دانسته است . ايشان بررسى اين نظريه را در بحثى با عنوان « مواقع النظر فى هذه الرواية » مطرح كرده و گويد :
« 1 . سعيد [ بن مسيب ] كه تنها بازگوگر آن است ، از كسانى شمرده شده كه با فرمانرواى گروندگان على عليه السّلام كينه مىورزيده . پس آنچه دربارهء او [ - على عليه السّلام ]
هامش
( 1 ) . توبه ، 113 .
( 2 ) . توبه ، 113 .
( 3 ) . قصص ، 56 .
( 4 ) . قصص ، 56 .
( 5 ) . صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 82 ، ح 39 ، كتاب الايمان ، چاپ جديد .
( 6 ) . الغدير ، ج 8 ، ص 8 .