عباس ، آيه ياد شده درباره بتپرستانى فرود آمده ، كه مردم را از گرويدن به محمّد باز مىداشتند و خود نيز از او دورى و كنارهگيرى مىنمودند . و آنچه گزارش ايشان را استوارتر مىنمايد آن [ روايتى ] است كه طبرى و ابن أبى شيبه و ابن منذر و ابن حاتم و عبد بن حميد از طريق وكيع از سالم از ابن حنفيه و از طريق حسين بن فرج از أبى معاذ و از طريق بشر و او از قتاده آوردهاند . « 1 »
و نيز [ تأييد و تأكيد مىكند سخن ايشان را ] روايتى كه آوردهاند ، عبد الرزّاق و ابن جرير و ابن منذر و أبى حاتم و أبو شيخ از قتاده و سدى و ضحّاك و از طريق أبى نجيع از مجاهد و از طريق يونس از ابن زيد ، كه گفتهاند كه : [ مراد در آيه كسانى است كه ] مردم را از شنيدن قرآن و از گوش دادن به [ سخن ] پيامبر بازمىداشتند و خود نيز از او دورى مىگزيدند . « 2 »
و در اين روايت هيچ نامى از ابو طالب نيست ، و نيز مىرساند ، كه روى سخن به بتپرستانى بوده كه مردم را از پيروى رسول خدا يا قرآن بازمىداشتهاند و با دورى گزيدن و ستيزهكردن با وى از او كناره مىگرفتند .
و تو خوب مىدانى كه اين شيوه رفتار ، بسى ناسازگار است با آنچه از شيوه ابو طالب - سرور مكيّان - آشكار گرديده ، كه پيامبر را پناه داد و يارى نمود و از او پاسدارى كرد و تا بازپسين دم ، مردم را به پيروى او خواند » . « 3 »
علامه رحمه اللّه بعد از اين بيان ، پاسخهاى ديگرى را ذكر مىكند . از جمله اينكه نظر تعدادى از علماى صاحب تفسير اهل سنّت را در مورد اين آيه ذكر مىكند .
او در بيان ديدگاه طبرى ، سه نظريه را به نقل او بيان كرده : « 4 »
هامش
( 1 ) . تفسير طبرى ، ج 7 ، ص 109 [ مج 5 / ج 7 / 172 ] الدّر المنثور ، ج 3 ، ص 8 [ ج 3 ، ص 260 - 261 ] ( علامه رحمه اللّه ) .
( 2 ) . تفسير طبرى ، ج 7 ، ص 109 [ مج 5 / ج 7 / 172 ] ؛ الدرّ المنثور ، ج 3 ، ص 8 ، 9 [ ج 3 ، ص 260 ، 261 ] ؛ تفسير آلوسى ، ج 7 ، ص 126 . ( علامه رحمه اللّه ) .
( 3 ) . الغدير ، ج 8 ، ص 5 .
( 4 ) . الغدير ، ج 8 ، ص 6 .