1 - كسى كه اين روايت را از ابن عباس گرفته و به حبيب بن أبى ثابت رسانده ناشناخته است ، و بين كسانى كه از ابن عباس روايت مىكنند افراد غيرثقه بسيار است ، كه شايد اين مرد ناشناس يكى از آنها باشد .
2 - حبيب بن أبى ثابت نيز تنها كسى است كه اين روايت را از زبان او گزارشش كرده و هيچ كس ديگر آن را نياورده ، و از گزارش تنها از او نمىتوان پيروى كرد ، اگر چه خود او را مىتوان ثقه فرض كرد ، بعد از سخن ابن حبّان « 1 » كه گفته است : وى كاستىهاى روايت را پوشيده مىداشته .
سخن عقيلى « 2 » [ كه گويد ] : ابن عون بر او خرده گرفته ، و او را از زبان عطاء رواياتى است ، كه درخور پيروى نيست .
و نيز سخن قطّان [ كه گويد ] : او را از زبان عطاء [ مطالب ] غيرحديثى است كه در خور پيروى نيست و محفوظ شمرده نشده .
و سخن آجرى نيز از أبى داود ، كه گفته است : حبيب را از زبان عاصم بن ضمرة روايتى درست نيست .
و ابن خزيمه نيز گفته است كه : او كاستى روايتها را پوشيده مىداشته . « 3 »
و [ تازه ] ما درباره بودن سفيان ثورى در زنجيرهء روايت به خردهگيرى نپرداخته و سخن آن كس را كه گفته : وى كاستى روايتها را پنهان مىكرده و از دروغگويان گزارش مىگرفته را ناديده گرفتهايم . « 4 »
روايت ديگرى كه از راه زنجيرههاى گوناگون و به هم پيوسته ثابت و درست از ابن عباس رسيده ، با اين پندار نمىسازد . زيرا به روايت طبرى و ابن منذر و ابن أبى حاتم و ابن مردويه از طريق علىّ بن أبى طلحه و از طريق عوفى [ هردو ] از ابن
هامش
( 1 ) . الثقات ، ج 4 ، ص 137 ، چاپ جديد .
( 2 ) . الضعفاء الكبير ، ج 1 ، ص 263 ، رقم 322 ، چاپ جديد .
( 3 ) . تهذيب التهذيب ، ج 2 ، ص 179 [ ج 2 ، ص 156 ] ( علامه رحمه اللّه ) .
( 4 ) . ميزان الاعتدال ، ج 1 ، ص 396 [ ج 2 ، ص 169 ، رقم 3322 ] ( علامه رحمه اللّه ) .