و پدرش و خانواده و كسانش بگويد يا ببافد ، نمىتواند پشتوانهء روشنگرى گردد ، زيرا بدگويى از ايشان براى او شيرينترين كارها بوده است .
اين أبى الحديد در شرح « 1 » ( ج 1 ، ص 370 ) مىنويسد : سعيد بن مسيب از او روگردان بود و عمر پسر على عليه السّلام با گفتارى تند به او تو دهنى زد » . « 2 » الى آخر كلام علامه رحمه اللّه .
علامه در ادامه گويد :
« 2 . ظاهر روايت بخارى و غير او مىرساند كه دو فراز بالا در پى هم و به هنگام مرگ ابو طالب فرود آمده ، و نيز آنچه آشكارا دربارهء هريك از آن دو آمده ، مىرساند ، كه فرود آمده آن در همان هنگام بوده ، با آنكه درست نيست ، زيرا فراز دوّم در مكّه فرود آمده و فراز نخستين نيز در مدينه ، و پس از افتادن مكّه بهدست مسلمانان - و در اينباره همهء روايتگران همداستانند - و جاى آن نيز در سوره برائت است ، كه در مدينه فرود آمده و خود بازپسين بخشهاى قرآن « 3 » است كه فرود آمده و بر اين بنياد ميان فرود آمدن دو آيه نزديك ده سال و شايد هم بيش از آن جدائى بوده است .
3 . فرازى كه دربارهء آمرزش خواستن است ، در مدينه فرود آمده ، آن هم پس از سالها از مرگ ابو طالب ، كه از هشت سال افزودن بود . اكنون مىپرسيم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه هنگام درگذشت ابو طالب گفته بود : به خدا سوگند براى او آمرزش مىخواهم تا خدا مرا از اين كار بازدارد . آيا در اين روزگار دراز همچنان براى او از خدا آمرزش مىخواست ؟ و اين چگونه شدنى است ؟ مگر نه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و گروندگان به او از
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 4 ، ص 10 ، الأصل 56 ، چاپ جديد .
( 2 ) . الغدير ، ج 8 ، ص 8 .
( 3 ) . صحيح بخارى ، ج 7 ، ص 67 ، در آخر سوره نساء [ ج 4 ، ص 1681 ، ح 4329 ] ؛ الكشّاف ، ج 2 ، ص 49 [ ج 2 ، ص 315 ] ؛ تفسير قرطبى ، ج 8 ، ص 273 [ ج 8 ، ص 173 ] ؛ الإتقان ، ج 1 ، ص 17 [ ج 1 ، ص 27 ] ؛ تفسير شوكانى ، ج 3 ، ص 316 [ ج 2 ، ص 331 ] ، به نقل از ابن أبى شيبة [ در مصنّفه ، ج 10 ، ص 540 ، ح 1262 ] و بخارى و نسائى [ در سنن كبرى ، ج 6 ، ص 353 ، ح 11212 ] و ابن ضريس و ابن منذر و نحّاس و أبى الشيخ و ابن مردويه از طريق براء بن عازب . ( علامه رحمه اللّه ) .