تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 930

مساهمون:

ص٩٣٠
رفتم ، رسيد به رودخانه‌اى ، لباسش را درآورد فقط شلوارى پوشيد و در آب فرو رفت و مدتى ربر نداشت من گمان كردم غرق شده ، فرياد كشيدم مسلمانان بيائيد كه شيخ غرق شده ناگاه پس از ساعتى ديدم كه شيخ ظاهر شد و گفت : فرزندم ما غرق نمىشويم . گفتم : پنداشتم شما غرق شديد گفت : غرق نشدم لكن خواستم روى زمين رودخانه كه تاكنون كسى بر آن سجده نكرده بر خدا سجده كنم . ( الجواهر المضيه فى طبقات الحنفيه 1 / 215 )

887 - عبد القادر در يك شب چهل‌بار محتلم مىشود .

شعرانى در طبقات الكبرى ( 1 / 110 ) نوشته شيخ عبد القادر گيلانى مىگفت : 25 سال تمام در بيابانهاى عراق تنها اقامت كردم و نه كسى را مىشناختم و نه كسى مرا مىشناخت . طوايفى از مردان غيب و جن نزد من مىآمدند و به آنها تعليم خداشناسى مىدادم و خضر در آغاز ورودم به عراق مرا همراهى مىكرد و من او را نمىشناختم و شرط كرد با او مخالفت نكنم و گفت : اينجا بنشين و من سه سال در همان‌جا كه او گفته بود نشستم هرسال مىآمد و مى گفت : همين‌جا باش تا من بيايم . و من يكسال در خرابه‌هاى مداين مشغول مجاهده بودم و آب مىنوشيدم و از چيزهاى دورريخته مىخوردم يكسال نه مىخوردم و نه مىنوشيدم و نه مى خوابيدم يك شب خيلى هوا سرد بود در ايوان كسرى خوابيدم و محتلم شدم برخاستم و رفتم در شط غسل كردم سپس خوابيدم و محتلم شدم و رفتم در شط غسل كردم و اين عمل در آن شب چهل بار تكرار شد كه من غسل مىكردم . سپس به بالاى ايوان صعود مىكردم مبادا خوابم ببرد . علّامه امينى : حالات اين عارف كه معلّم مردان غيب و جن بوده را بنگر كه يكسال غذا نخورد ، يكسال نياشامد و بعد هردو را ترك كند و قواى بدنيش كاستى نيابد ، كه يك شب چهل بار محتلم شود و شيطان به اين اندازه در او تصرّف كند چقدر آن شب طولانى بوده كه چهل بار برود از شط غسل كند و بيايد بخوابد و دوباره محتلم شود ؟
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 930 | رضا معراجي