تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 933

مساهمون:

ص٩٣٣

893 - مردى بچه شير مىدهد .

يافعى در مرات الجنان ( 4 / 265 ) نقل كرده : در نزد سيّد ابن محمّد عبد اللّه دلاورى متوفى 721 طفلى بود كه مادرش گم شده بود و طفل گريه مىكرد شيخ با پستان خود كه پر از شير شده بود به طفل شير داد تا ساكت شد .

894 - شيخ يك گاو را به تنهائى مىخورد .

مناوى در طبقات خود در شرح‌حال ابراهيم ابن عبد ربّه متوفى 878 از شيخ محمّد غمرى و شيخ مدين شروع كرده و گفته : يك‌بار به خانه شيخ مدين روز ولادتش وارد شد و همه طعام مخصوص زادروز را خورد و يك بار گوشت يك گاو را بطور كامل خورد و پس از آن يكسال گرسنه گذراند و از كراماتش اينكه دخترش خربزه مىخواست نزد قبرش آمد درخواست كرد ، به منزل برگشت در خانه خربزه‌اى ديد و ندانست از كجاست . ( شذرات الذهب 7 / 323 ) علّامه امينى : من در سه امر محال اين داستان مانده‌ام : 1 - خوردن يك گاو به تنهائى 2 - يكسال گرسنه بودن . 3 - از زير قبر چگونه خربزه را به آن شخص داد ؟ اگر در خوردن از معاويه ارث برده باشد او در گرسنگى چنين قدرتى نداشت و هيچكس ديگر ولو در يك وعده ده گاو بخورد نمىتواند يكسال گرسنگى بكشد ! ؟

895 - ابو على چهل سال نه غذا خورد و نه چيزى آشاميد .

مناوى در طبقات خود در شرح‌حال ابو على حسين صوفى متوفى 891 مىنويسد : او دائما تغيير شكل مىداد كسى به حضورش مىرسيد او را به شكل حيوان درنده‌اى مىديد ، ديگرى مىآمد او را به صورت سربازى مىديد ، ديگرى او را به صورت كشاورز يا به شكل فيل مى ديد ، دشمنانش او را قطعه‌قطعه كرده و در بيابانها مىانداختند ولى صبح او را در حال نماز مى يافتند او در باغى كه بيرون باب البحر بود چهل سال بسر برد نه غذا خورد و نه چيزى نوشيد . ( شذرات الذهب 7 / 250 )