ترجمه عبد القادر ص 5 )
890 - عزرائيل نامهى خدا را براى شيخ القادر مىآورد .
نقل كردهاند : وقتى وفات شيخ عبد القادر نزديك شد ، عزرائيل از جانب خدا هنگام غروب نامه اى آورد به پسر شيخ تسليم كرد و در آن نوشته بود اين نامه از محب به محبوب برسد . پسرش نامه را ديد و گريست و همراه عزرائيل نامه را به حضور شيخ رسانيد و هفت روز پيش از آن بر شيخ آشكار شده بود كه هنگام انتقال او به عالم علوى فرارسيده از اين جهت خوشحال بود .
براى هوادارانش بخشش طلب كرد و به آنها وعده داد قيامت آنها را شفاعت مىكند . ( تفريح الخاطر ص 38 )
891 - رفاعى دست پيغمبر را بوسيد .
ابو محمّد ضياء الدّين وترى در روضه الناظر ( ص 54 ) مىنويسد : در اين سال ( 555 ) سيد احمد رفاعى به زيارت پيامبر ( ص ) رفت و اشعارى را نزد قبر خواند و دست پيامبر از قبر بيرون آمد و او بوسيد . . . و اين موضوع را كسى انكار ندارد مگر جاهل بر دانش روايت يا حاسد به مقام نبوّت يا غير از امّت احمديه باشد .
892 - شيخ عبد اللّه يونينى در هوا راه مىرود .
ابن كثير در تاريخ خود ( 3 / 94 ) نوشته روايت كردهاند : شيخ عبد اللّه يونينى متوفى 617 در يكى از سالها در هوا به سفر حج رفت .
علّامه امينى : اين ابن كثير كه اين موهومات را نوشته كسى است كه وقتى به مناقب اهل بيت پيامبر ( ص ) كه به عقل آدمى سازگار است مىرسد . بانگ فرياد اعتراض برمىآورد آرى حبّ و بغض انسان را كور مىكند .