تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 879

مساهمون:

ص٨٧٩

828 - معاويه نماز جمعه را روز چهارشنبه خواند :

مردى كوفى سوار بر ستورى به دمشق آمد مردى دمشقى به او درآويخت و گفت : اين ماده شتر از من است كه در جنگ صفين از من گرفته‌اند . دعوايشان به معاويه رسيد مرد ، شامى پنجاه شاهد آورد كه ماده‌شتر از مرد شامى است و معاويه به نفع او راى داد و دستور داد ستور را به دمشقى تحويل دهند . مرد كوفى گفت : شتر نر است نه ماده ! ؟ معاويه گفت : رائى استكه صادر شده و چون از حضورش برفتند مخفيانه مرد كوفى را خواست و دو برابر قيمت شتر را به او داد و گفت : به على ( ع ) بگو من با يكصدهزار سپاه‌هى با او روبرو مىشوم كه يكى از آنها فرق شتر نر و ماده را نمىداند و چندان فرمانبردار معاويه بودند كه وقتى آنها را به صفين مىبرد روز چهارشنبه برايشان نماز جمعه خواند و او را بر بالاى سر مىبردند و سخن عمرو عاص را باور داشتند كه على ( ع ) عمّار را كشته و كارشان به جائى رسيد كه لعنت فرستادن بر على ( ع ) را سنّتى مستمر ساختند و از كودكى تا مرگ ادامه مىدادند . ( مروج الذهب 2 / 72 ) علّامه امينى با اشاره به اينكه معاويه تلاش داشته است سنّتهاى پيامبر را تغيير دهد لذا بر خلاف پيامبر نماز جمعه را قبل از ظهر مىخواند و روز چهارشنبه هم براى همين خوانده است نه اينكه روز چهارشنبه و جمعه را اشتباه كند زيرا هيچيك از سپاهيانش كه با او بوده‌اند به او يادآورى نكردند روز چهارشنبه است .

829 - ترك تكبير و بسم اللّه در نماز :

طبرانى از قول ابو هريره آورده اوّلين كسى كه تكبير را ترك كرد معاويه بود ( فتح البارى 2 / 215 ، تاريخ الخلفاء سيوطى ص 134 نيل الاوطار 2 / 266 ، شرح الموطا زرقانى 1 / 145 ) علّامه امينى روايات ديگرى كه گوياى اين مطلب است كه معاويه در اين كار از عثمان و زياد از معاويه پيروى كرده آورده است و مراد تكبيرهاى موقع رفتن به سجده و ركوع است و شافعى در كتاب الام ( 1 / 93 ) از انس بن مالك آورده : معاويه در مدينه نماز خواند و بسم اللّه