چهار مرد بود ابو عمر بن مسافر ، عمّاره بن وليد ، عباس بن عبد المطّلب ، صباح كه برده سياهپوست بود و ابو سفيان زشتتر و كوتاهقدتر بود و صباح جوان و خوشسيما بود بههمين جهت هند او را به همبسترى خويش خواند همچنين در مستطرف ( 1 / 72 ) آورده شريك بن اعور كه زشترو بود نزد معاويه رفت معاويه به او گفت تو زشتى و زيبا بهتر از زشت است تو شريك هستى و خدا شريك ندارد ، پدرت اعور ( يكچشمى ) است و بينا بهتر از يكچشمى است با اينحال چگونه سرور قومت گشتهاى ؟ شريك گفت : تو معاويهاى و معاويه سگ ماده است كه عوعو مىكند و سگهاى نر را به خود مىخواند ، تو پسر صخر هستى و جلگه بهتر از صخره و سنگلاخ است ، تو پسر حرب ( جنگ ) هستى و صلح بهتر از جنگ است ، تو پسر اميّهاى و اميّه ( تصغير امه ) كنيزك است با اين حال چگونه امير المؤمنين شدهاى ؟ اين بگفت و بيرون شد معاويه آن طعنهها را تحمل كرد ، زيرا مادرش او را چنين ناميده بود و حيلهاى انديشيد و يك ميليون درهم به عبد اللّه بن جعفر طيار بخشيد تا اسم يكى از فرزندانش را معاويه بگذارد .
فصل دوّم تبهكاريهاى معاويه
824 - شرابخوارى معاويه :
علّامه امينى پنج روايت تاريخى درباره شرابخوارى معاويه آورده است كه علنا شراب مىخورد و به دربارش كاروان شراب حمل مىشد و در پايان با اشاره به اينكه اشتباه است كسى فكر كند يزيد علنا به شرابخوارى و فحشاء روى آورده است بلكه او وارث معاويه است و پدر معاويه ، ابو سفيان هم داستان شراب خوردنش و زناى او با سميّه مادر زياد مشهور است و اينك يك نمونه از احاديث پيامبر در مذمّت شراب را بنگريد .
كه فرمود : شرابخوار مثل بتپرست است ( مسند احمد 2 / 71 و . . . ) و دو نمونه از آن روايات كه