شرابخوارى معاويه را اثبات مىكند را ملاحظه كنيد : 1 - احمد حنبل در مسند خود ( 5 / 347 ) از طريق عبد اللّه بن يزيد آورده كه گويد : من و پدرم رفتيم به دربار معاويه دستور داد خوراك آوردند و خورديم سپس دستور داد شراب آوردند و خودش نوشيد و به پدرم تعارف كرد و . . .
2 - در زمان عثمان كه معاويه استاندار شام بود عبد الرّحمان بن سهل انصارى به جهاد خارجى ( به شام ) رفت روزى قافلهاى ديد كه متعلّق به معاويه بود و شراب حمل مىكرد با نيزه مشگ ها را دريد . نوكرانى كه با قافله بودند با او گلاويز شدند ماجرا به اطلاع معاويه رسيد گفت : او پيرمردى است كه عقل از سرش پريده عبد الرّحمان گفت : عقل از سرم نرفته بلكه پيامبر ( ص ) ما را منع كرد شراب به شكممان يا مشگهايمان بريزيم به خدا سوگند تا زندهام اگر ببينم آنچه پيامبر نهى كرده معاويه مرتكب شود شكمش را مىدرم يا جان در اين راه مىبازم . ( اصابه 2 / 291 ، تهذيب التهذيب 2 / 401 ، استيعاب 6 / 192 ، اسد الغابه 3 / 299 ) .
825 - رباخوارى معاويه :
محدّثين از طريق ابن الاشعث آوردهاند : در يكى از جنگها كه معاويه فرمانده بود غنائم بسيار بدست آمد از جمله تنگى سيمين : معاويه دستور داد آن را بفروشند مردم بر سر خريد آن برقابت برخاستند و قيمت را زيادتر كردند . عباده بن صامت گفت : من از پيامبر شنيدم
مىفرمود : وقتى طلا را با طلا معامله مىكنند يا نقره را با نقره يا گندم با گندم يا جو با جو يا خرما با خرما يا نمك با نمك بايد از هرطرف به مقدار مساوى معامله كنند و هركه بيشتر بخرد يا بفروشد رباخوارى كرده است . مردم آنچه گرفته بودند پس دادند خبر به معاويه رسيد نطق كرد و گفت : مردانى از پيامبر ( ص ) احاديثى نقل مىكنند ما كه معاشر پيامبر بوديم از وى نشنيدهايم چه خيال مىكنند ؟ عباده بن صامت برخاست و حديث را بازگفت و اضافه كرد آنچه از پيامبر شنيدهايم نشر مىكنيم اگرچه معاويه بدش بيايد . . . ( صحيح مسلم 5 / 43 ، سنن بيهقى 5 / 277 ، تفسير قرطبى 3 / 349 )