تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 875

مساهمون:

ص٨٧٥
ابيطالب ( ع ) بر سر آن ستيز كرد و شما را به كارهائى كه مىدانيد وادار كرد تا اجلش رسيد و در گور در بند گناهانش گشت . آنگاه پدرم متصدّى حكومت گشت و با پسر دختر پيامبر به كشمكش و دشمنى برخاست و بر اثر آن جوانمرگ شد و در گورش اسير گناهش گشت . ( صواعق المحرقه ابن حجر ص 134 )

823 - نسب معاويه از ديدگاه تاريخ :

سبط بن جوزى در تذكره‌اش ( ص 115 ) آورده است امام حسن مجتبى ( عليه السّلام ) در جلسه اى كه نزد معاويه و همراهانش تشكيل شده بود به معاويه يادآور شد كه : پيامبر در جنگ احزاب ديد كه پدرت بر شترى سوار است و مردم را به جنگ تشويق مىكند و برادرت دهانه شتر را بدست دارد و تو آن را مىرانى فرمود : خدايا سوار و دهانه‌كش و راننده را لعنت كن . اى معاويه تو در جنگ بدر و احد و خندق و ديگر نبردها عليه رسول خدا مىجنگيدى و مىدانى در كدام بستر به دنيا آمده‌اى ، سپس در صفحه 116 مىنويسد : اصمعى و كلبى در كتاب مثالب مىگويد : معنى سخن امام حسن ( عليه السّلام ) به معاويه كه مىدانى در چه بستر به دنيا آمده‌اى اين است كه درباره معاويه گفته‌شده او پسر يكى از چهار قريشى : عمّاره بن وليد بن مغيره مخزومى ، مسافر بن ابى عمرو ، ابو سفيان ، عباس بن عبد المطلّب است كه همنشينان ابو سفيان بودند و بعضى از آنها متّهم به رابطه با هند بودند و كلبى مىگويد : عقيده عمومى مردم اين استكه معاويه از مسافر بن عمر بود چون از همه بيشتر به هند عشق مىورزيده است و وقتى هند آبستن گشته ترسيده بگويد از من است و به حيره رفته است و از عشق هند بيمار گشته و بعد از او ابو سفيان با هند ازدواج مىكند و وقتى به حيره مىرود و به مسافر خبر مىدهد كه با هند ازدواج كرده ، مسافر بيماريش شدت مىگيرد و بالاخره مىميرد . كلبى مى گويد : هند از زنانى بود كه با غلامانش رابطه داشت و به مردان سياه علاقه داشت و وقتى بچه سياهى مىزائيد او را مىكشت و زمخشرى در ربيع الابرار ( ج 3 ) مىنويسد معاويه منسوب به