كرد .
620 - سرگذشت فدك
بعد از مرگ ابو بكر عمر آنرا برگرداند و اهل سنّت گويند بين على ( عليه السّلام ) و عبّاس بر سر آن نزاع شد و اين درست نيست زيرا عباس برتر از چنين جهالتى بود ( صحيح مسلم باب الفئ ، اموال ابو عبيده ، سنن بيهقى 6 / 292 ، معجم البلدان 6 / 342 ، تفسير ابن كثير 4 / 325 ، تاريخ ابن كثير 5 / 288 ، تاج العروس 7 / 166 ) و بعد از شهادت امام حسن ( عليه السّلام ) معاويه يكسوم آنرا به مروان بن حكم و يكسوم آنرا به عمرو بن عثمان بن عفان و يكسوم آنرا به يزيد داد و وقتى مروان بن حكم به خلافت رسيد همه آنرا گرفت و به پسرش عبد العزيز داد و او هم به عمر پسرش داد و چون عمر بن عبد العزيز به خلافت رسيد گفت : فدك را پيامبر به فاطمه ( سلام اللّه عليها ) بخشيد و الان به من رسيده و من هيچ مالى را بهتر از آن نمىدانم ولى گواه باشيد آن را برگرداندم براى آنكه اول ويژه او بود و بدست فرزندان فاطمه ( سلام اللّه عليها ) افتاد تا يزيد بن عبد الملك كه به خلافت رسيد آنرا از فرزندان فاطمه پس گرفت و چون ابو العباس سفاح به خلافت رسيد آنرا به عبد اللّه بن حسن بن حسن بن على ( عليه السّلام ) برگرداند و ابو جعفر منصور كه به خلافت رسيد آنرا پس گرفت سپس مهدى فرزند منصور آنرا به نوادگان فاطمه ( سلام اللّه عليها ) برگرداند سپس موسى بن مهدى از دست فاطميان پس گرفت و وقتى مأمون در سال 210 به خلافت رسيد به فاطميان برگرداند و طى نامهاى بر حقّانيت اينكه از فاطمه ( سلام اللّه عليها ) دختر پيامبر بوده تأييد كرد و چون متوكّل به حكومت رسيد آن را پس گرفت . ( فتوح البلدان بلاذرى 39 ، تاريخ يعقوبى 3 / 68 ، العقد الفريد 2 / 323 ، معجم البلدان 6 / 343 ، تاريخ ابن كثير 9 / 300 )
621 - دست و پا زدن ابن حجر براى ابو بكر
ابن حجر در صواعق صفحه 20 آورده نبايد حديث انا مدينة العلم و علىّ بابها دستاويز شود كه