622 - شجاعت ابى بكر
علّامه امينى مىنويسد : از قبل از اسلام آوردن ابو بكر نمونهاى بر دليرى او در دست نداريم ولى بعد از اسلام موارد زير قابل تأمل است :
1 - از على ( عليه السّلام ) و ابن عباس آوردهاند : روز خيبر ابو بكر را با گروهى و روز بعد عمر را با گروهى پيامبر به سوى خيبر فرستاد كه شكست خوردند و برگشتند ( مجمع الزوائد 9 / 124 ، بيضاوى در طوالع الانوار ، عضد ايجى در مواقف 3 / 276 ) و فرمايش پيامبر تصريح دارد كه آن دو فرار كردهاند چون فرمود : لا عطيّن الرّاية رجلا يحّب اللّه و رسوله و يحبّه اللّه و رسوله يفتح اللّه على يديه ليس بفرّار و فى لفظ كرّار و غير فرّار و فى لفظ لا يولى الدّبر : فردا پرچم را به كسى مى دهم كه خدا و رسولش را دوست دارد و آنها هم او را دوست دارند خداوند بدست او خيبر را مىگشايد و او فرار نمىكند و در لفظ ديگر حملهكننده است و فراركننده نيست و در لفظ ديگر آمده پشت به دشمن نمىكند ( علّامه امينى اين حديث را از 13 كتاب مهمّ اهل سنّت نقل كرده مانند صحيح بخارى 6 / 196 ، صحيح مسلم 2 / 324 ، طبقات ابن سعد 1 / 61 ، مسند احمد 1 / 284 و . . . ) اين مطالب بقدرى در تاريخ بديهى است كه ابن ابى الحديد در قصيده علويه آنرا ذكر كرده :
و ما أنس لا آنس الّذين تقدّما * و فرّهما و الفرّ قد علما حوب
هرچه را فراموش كنم فراموش نمىكنم آندو را كه پيش از او بودند فرار كردند با اينكه مىدانستند گريختن گناه است .
2 - وقتى پيامبر ابو بكر را براى كشتن ذو الثديه كه بىهيچ سلاحى به نماز ايستاده بود فرستاد ابو بكر از فرمان سرپيچى كرد و برگشت و عذر آورد .
3 - ولى ابن حزم و پيروانش به يك روايت ساختگى متوسل شدهاند تا ابو بكر را دلير نشان دهند كه حضرت على ( عليه السّلام ) فرمود : به من بگوئيد شجاعترين مردم كيست ؟ گفتند : خودت ، فرمود : من با هيچكسى مبارزه نكردم مگر پيروز شدم ولى بگوئيد شجاعترين مردم كيست ؟