شهادت به يگانگى خدا و رسالت پيامبر مىدهم و شهادت مىدهم تو وصىّ پيامبر هستى و ابو بكر و مسلمانان به حضرت گفتند : تو برطرفكنندهى غم هستى .
618 - چهكسى تندروى مىكند .
علّامه امينى پس از نقل قضيه ديگرى كه عدّهاى از بزرگان يهود و نصارى پيش ابو بكر آمدند و سوالاتى كردند و نتوانست جواب دهد و حضرت على ( عليه السّلام ) آنها را پاسخ داد ( زين الفتى فى شرح سوره هل أتى ) سخنان عدّهاى از علماء اهل سنّت را آورده است كه دربارهء ابو بكر تندروى كردهاند كه بعضى از آنها به شرح زير است .
1 - دانش ابو بكر چندين برابر على ( عليه السّلام ) بوده ( الفصل 4 / 136 از ابن حزم )
2 - نه ابو بكر و نه عمر براى پاسخ هيچ پاسخى نزد على ( عليه السّلام ) نيامدند و زبانزد است كه على دانش را از ابو بكر گرفته است . ( ابن تيميه در منهاج السنه 3 / 128 )
3 - ابو بكر در ميان ياران پيامبر از همه داناتر بود ( سيوطى در تاريخ الخلفاء ص 19 )
4 - همانگونه كه در جلد 5 الغدير صفحه 316 گذشت به پيامبر چسباندند كه : خداوند هيچچيز در سينه من نريخت مگر آنرا در سينه ابو بكر هم ريخت يا خواب ديدم به من كاسهاى شير دادند نوشيدم سپس دادم به ابو بكر . ( رياض النضره 1 / 101 )
سپس علّامه امينى سخنان پيامبر درباره برترى حضرت على ( عليه السّلام ) را آورده و مىپرسد دانش ابو بكر را كه ديديد كه درمىماند و على ( عليه السّلام ) با علم خويش او را نجات مىدهد حال چهكسى تندروى و گزافهگويى كرده است سپس به دست و پاكردن علماء اهل سنّت براى يافتن مواردى از دانش ابو بكر پرداخته كه در چند نكته آينده از نظرتان خواهد گذشت .