خداست بسوزانند ابو بكر گفت : من شمشيرى كه خدا برهنه كرده ( خالد بن وليد ) را در نيام نخواهم كرد و دستور داد خالد بن وليد به سوى مسيلمه حركت كند . ( رياض النضره 1 / 100 )
علّامه امينى گويد : اشكال عمر به ابو بكر وارد است زيرا آيه 33 سوره مائده براى كسانىكه با خدا به جنگ برخيزند را به سزاى قطع دست و پا و تبعيد دستور داده و پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) هم فرمود : لا يعذب بالنّار الّا ربّها ( صحيح بخارى 4 / 325 ، مسند احمد 3 / 494 ، سنن ترمذى 9 / 71 و . . . )
614 - ابو بكر مدّعى مسلمان را آتش زد .
مردى از سليميان كه او را فجأه مىگفتند و همان اياس بن عبد اللّه بود پيش ابو بكر آمد و درخواست كرد او را تجهيز كند تا با مرتدّين بجنگد ابو بكر نيز او را تجهيز كرد بعدا به ابو بكر خبر رسيد وى اموال از دينبرگشتگان و مسلمانان را مىگيرد و آنها را مىكشد ابو بكر به طريفه بن حاجز نوشت ، برو او را بكش يا دستگير كن و نزد من آور . طريفه با گروهى رفت درگيرى بالا گرفت فجأه گفت : من و تو هردو از طرف ابو بكر فرمانده شديم و قرار شد سلاح بر زمين نهاده و نزد ابو بكر بروند وقتى نزد ابو بكر رفتند دستور داد در محل نماز باران خواندن در مدينه فجاه را در آتش بسوزانند و هيزم زيادى گردآوردند و دستهاى او را از پشت گردن بسته در آتش انداختند . ( تاريخ طبرى 3 / 234 ، تاريخ ابن كثير 6 / 319 ، الكامل ابن اثير 2 / 146 ، الاصابه 2 / 322 )
علّامه امينى ضمن ردكردن سوزاندن كه خلاف قرآن و روايات است آن هم براى فجأه كه خود را مسلمان مىدانست و مقايسه كار او با خالد بن وليد كه در نكته قبل گذشت و ابو بكر دربارهء او گفت من شمشير خدا را در نيام نمىكنم با اينكه او هم مثل فجأه عمل كرد سخن بىپايه قاضى عضد ايجى در مواقف و قوشجى در شرح تجريد صفحه 482 را آورده كه اين كار ابو بكر را ولو خطا كرده است غير قابل ايراد مىدانند چون اجتهاد كرده است .