يا دو نفر از اهل حل و عقد كه انجام دهند درست است همانگونه كه عمر براى ابو بكر و عبد الرّحمن بن عوف براى عثمان انجام داد و نيازى به همه مسلمين مدينه نبود چه رسد همهء مسلمانان .
ماوردى در احكام السلطانيه صفحه چهار ضمن ردكردن حضور همهء حل و عقد براى تعيين خليفه گويد : بعضى پنج نفر را لازم مىدانند همانگونه كه براى ابو بكر 1 - عمر 2 - ابو عبيده جراح 3 - اسيد 4 - بشير بن سعد 5 - سالم مولى ابن حذيفه انجام دادند و شورائيكه عمر تشكيل داد قرار بود پنج نفر يك نفر را برگزينند و بعضى گفتهاند با سه نفر كه يكى با رضايت دو نفر ديگر به حكومت رسد و بعضى گفتهاند با يك نفر هم بسته مىشود زيرا عباس به على ( عليه السّلام ) گفت : دستت را دراز كن تا با تو بيعت كنم .
جوينى امام الحرمين در الارشاد صفحه 424 گويد : در بستن پيمان امامت نيازى به حضور توده مردم نيست همانطور كه ابو بكر اينكار را كرد و كسى مخالفت نكرد پس با يكنفر هم بسته مىشود و اينكه بعضى گفتهاند بايد آشكارا انجام شود تا دو نفر ديگر نيايند بگويند ما قبلا اينكار را كردهايم و كمتر از پيمان ازدواج نيست كه آشكارا انجام مىشود ، را نمىتوانيم بپذيريم زيرا گواهى عقل ندارد و حديثى هم در اينباره نداريم .
قرطبى در تفسيرش ( 1 / 230 ) مىنويسد : اگر يك تن پيمان حل و عقد را بست استوار مىشود چنان كه ابو بكر شد و كسى اعتراض نكرد .
علّامه امينى گويد : پس دربارهء عبد اللّه بن عمر ، اسامه بن زيد ، سعد بن ابى وقاص ، ابو موسى اشعرى ، ابو مسعود انصارى ، حسان بن ثابت ، مغيره بن شعبه ، محمّد بن مسلمه و بعضى ديگر كه با حضرت على ( عليه السّلام ) بيعت نكردند چه بايد گفت ؟
علّامه امينى همچنين با نقل نظر عمر كه مىگفت : تا اهل جنگ بدر هستند به كس ديگرى نمىرسد و بعد از آنها اهل جنگ احد ( طبقات ابن سعد 3 / 245 ) و اگر سالم مولى ابو حذيفه و ابو عبيده جرّاح را مىيافتم به ديگرى وانمىگذاشتم ( طبقات 2 / 248 ، تمهيد باقلانى ص 204 )
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 672
مساهمون: رضا معراجي
ص٦٧٢